آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥ - کلمه نوردر دعاها و روایات
منزّه و دور از نقص! شاید علت این که «یا قدّوس» پشت سر عبارت «یا نور» آمده است این است که کسی توهّم نکند خدا نور است آن طور که مانویان خیال میکردند، یعنی خدا نور جسمانی است؛ خدا منزّه از این نسبتهاست، نور هست ولی نه از این نورها. در چند جمله قبل جمله عجیبی است: وَ بِنورِ وَجْهِک الَّذی اضاءَ لَهُ کلُّ شَیءٍ تو را قسم میدهیم به نور چهرهات که همه چیز به نور چهره تو روشن است، به فروغ چهره تو روشن است. به قدری این تعبیر، عالی و لطیف و عارفانه است که من نمیتوانم برایش نظیری پیدا کنم. تعبیر خیلی عجیبی است: وَ بِنورِ وَجْهِک الَّذی اضاءَ لَهُ کلُّ شَیءٍ.
عرفا و شعرا از محبوب تعبیر به «شاهد» میکنند (و این اختصاص به زبان فارسی ندارد، در زبان عربی هم هست). شاهد یعنی آن کسی که در محفل بزم حاضر است. این تعبیر را میآورند که ای محبوب! تو که بیایی چهره تو محفل ما را روشن میکند، اگر چهره تو نباشد محفل ما تاریک تاریک است. حافظ میگوید:
این همه عکس می و نقش مخالف که نمود | یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد | |
امیرالمؤمنین علیه السلام هم میفرماید: وَ بِنورِ وَجْهِک الَّذی اضاءَ لَهُ کلُّ شَیءٍ تو را سوگند به نور چهرهات که همه چیز به آن روشن است؛ اگر نور چهره تو و نور ذات تو نباشد همه چیز تاریک است (یعنی همه چیز به تو روشن است). «همه چیز تاریک است» معنایش این است که هیچ چیز نیست، همه چیز در تاریکی عدم است نه این که اشیاء در یک تاریکی هستند نظیر تاریکیای که ما در شب در آن هستیم؛ اگر نور ذات تو نباشد همه اشیاء در تاریکی «نیستی» هستند.
همه عالم به نور اوست پیدا | کجا او گردد از عالم هویدا | |