اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٤٣ - پیدایش کثرت در علم و ادراک
ادراکی فرض شود که قابل انطباق به حس نیست چنین ادراکی را برهان مزبور نفی نمیکند.
با نظری دقیقتر مفاد برهان ١ این است که به مقتضای بیرون نمایی و کاشفیت علم و ادراک، نیل به واقعیتی لازم است؛ یعنی در مورد هر علم حصولی علمی
نکتهای که لازم است تذکر داده شود این است که برهان مزبور تنها عقیده عقلیون جدید را باطل میکند اما نظریه منسوب به افلاطون مبتنی بر وجود قبلی روح و مشاهده «مثل» با این دلیل قابل ابطال نیست. در مقام رد نظریه افلاطون ادلّه دیگری مبتنی بر حدوث نفس و مادی بودن ابتدائی آن موجود است که در جای خود مسطور و از حدود این مقاله خارج است.
[١]. خلاصه این نظریه این است که قوه مدرکه یا قوه خیال قوهای است که کارش صورت گیری و عکسبرداری از واقعیات و اشیاء است، چه واقعیات بیرونی (خارجی) و چه واقعیات درونی (نفسانی). تمام تصورات ذهنی که در «حافظه» مجتمع و متمرکز است و اعمال متعدد و مختلف ذهنی بر روی آنها واقع میشود به وسیله این قوه تهیه شده است. این قوه به خودی خود نمیتواند تصوری تولید کند، تنها کاری که میتواند انجام دهد این است که اگر با واقعیتی از واقعیتها اتصال وجودی پیدا کند صورتی از آن واقعیت میسازد و به حافظه میسپارد. پس شرط اصلی پیدایش تصورات اشیاء و واقعیتها برای ذهن، ارتباط و اتصال وجودی آن واقعیتها با واقعیت قوه مدرکه است و البته قوه مدرکه که کارش صورت گیری و عکسبرداری است از خود وجود مستقل و جدا ندارد بلکه شعبهای است از قوای نفسانی، و ارتباط و اتصال وجودی وی با واقعیتی از واقعیتها هنگامی است که خود نفس با آن واقعیت اتصال وجودی پیدا کند. پس میتوان گفت که شرط اصلی پیدایش تصورات اشیاء و واقعیتها برای ذهن اتصال وجودی آن واقعیتها با واقعیت نفس است و چنانکه بعداً گفته خواهد شد اتصال وجودی یک واقعیتی با واقعیت نفس موجب میشود که نفس آن واقعیت را با علم حضوری بیابد. علیهذا فعالیت ذهن یا قوه مدرکه از اینجا آغاز میشود؛ یعنی همین که نفس به عین واقعیتی نائل شد و آن واقعیت را با علم حضوری یافت قوه مدرکه (قوه خیال) که در این مقاله به «قوه تبدیل کننده علم حضوری به علم حصولی» نامیده شده صورتی از آن میسازد و در «حافظه» بایگانی میکند و به