اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١٠٤ - نظریه تعقلی
میشود. بلی، فرقی که هست این است که پیدایش فرع مادی بسته به هستی اصل خود میباشد نه به بقای زندگی وی، لکن هر تصدیق و فکر که نتیجهای را میدهد
نظریه تعقلی
منطق تعقلی مدعی است که احکامی که ذهن در مورد قضایا صادر میکند بر دو قسم است: بدیهی و نظری. «بدیهی» یعنی قضایایی که در آنها ذهن بدون استعانت به استدلال حکم جزمی میکند مثل حکم به «امتناع تناقض» و حکم به اینکه «کل از جزء بزرگتر است» و حکم به اینکه «اشغال دو جسم مکان واحد را ممتنع است» و حکم به اینکه «اشغال جسم واحد در آن واحد دو مکان را ممتنع است» و حکم به اینکه «مقادیر مساوی با مقدار واحد با یکدیگر مساویند» و حکم به اینکه «حادثه بدون علت و به عبارت دیگر صدفه و اتفاق محال است» ... «بدیهی» نیز به نوبه خود بر دو قسم است: بدیهی اولی و بدیهی ثانوی. «بدیهی اولی» آن است که نه تنها احتیاج به استدلال و جستجو کردن «حد اوسط» و تشکیل صغری و کبری ندارد احتیاج به هیچ واسطهای حتی مشاهده و تجربه ندارد بلکه تنها عرضه شدن تصور موضوع و تصور محمول بر ذهن، کافی است که ذهن حکم جزمی خود را صادر کند و به اصطلاح تنها تصور محمول و موضوع کافی است برای جزم ذهن به ثبوت محمول از برای موضوع،