اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١٦١ - اعتباریات و علوم غیر حقیقیه یا اندیشه
است که غلط و دروغ واقعی اثری ندارد ولی غلط و دروغ شاعرانه آثار حقیقی واقعی دارد زیرا تهییج احساسات درونی و آثار خارجی مترتب به احساسات درونی را به دنبال خود دارد. بسیار اتفاق افتاده که شنیدن یا به فکر سپردن معنای استعاری یک شعر، آشوب و شورشهایی در جهان بر پا کرده و به راه انداخته که خانه و کاشانههایی به باد داده و زندگیهایی به دست مرگ سپرده یا به عکس ناچیزهایی را چیز نموده و بی ارزشهایی را ارزش داده. تاریخ ١ از این گونه حوادث بسیار به یاد دارد. این، نظریه دانشمند واقع بین بود.
چیزی که هست این است که در تشبیهات، صلاحیت و شأنیت نوعی «مشبه» معتبر است یعنی تشبیه و استعاره در موردی مستحسن است که مشبه به حسب نوع خود، وصف منظور را داشته باشد؛ مثلًا چیزی را میشود به شیر در شجاعت تشبیه کرد که از نوع حیوان بوده باشد و اما چیزی که از نوع حیوان نیست و شایسته نسبت شجاعت نیست، مثل یک قطعه سنگ، تشبیهش به شیر در شجاعت غلط است.
[١]. در چهار مقاله عروضی سمرقندی مینویسد که:
«احمد بن عبد اللّه الخجستانی را پرسیدند که تو مردی خربنده بودی، به امیری خراسان چون افتادی؟ گفت: به بادغیس در خجستان روزی دیوان حنظله بادغیسی همی خواندم بذین دو بیت رسیدم:
مهتری گر به کام شیر در است | شو خطر کن ز کام شیر بجوی | |
یا بزرگی و عز و نعمت و جاه | یا چو مردانت مرگ رویاروی | |
داعیهای در من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که بودم راضی نتوانستم بود.
خران را بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش رحلت کردم و به خدمت علی بن اللیث (صفاری) شدم ... اصل و سبب این دو بیت بود.»
ایضاً در چهار مقاله مینویسد که:
«نصر بن احمد سامانی که «واسطه عقد» آل سامان بود زمستان به دار الملک بخارا مقام کردی و تابستان به سمرقند رفتی یا به شهری از شهرهای خراسان. یک سال نوبت هری بود. نصر بن احمد روی به هری نهاد. آنجا لشکر بر آسود و هوا خوش بود و باد سرد و نان فراخ و میوهها بسیار و مشمومات فراوان، و لشکری از بهار و تابستان بر خورداری تمام یافتند از عمر خویش. مهرگان در آمد و عصیر در رسید،