اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١٩٦ - اعتباریات و علوم غیر حقیقیه یا اندیشه
خود میپندارد. پس در مورد خوردن (مثال سابق) فکری که قبل از همه چیز پیش انسان جلوه میکند این است که این خواسته خود را (سیری) باید به وجود آورم و چنانکه روشن است در این فکر «نسبت» (باید) از میان قوه فعاله و حرکتی
«نشوء و ارتقاء» حیوانات یک سیر تکاملی را طی میکنند) چگونه خواص رأس مثلث را دریافتهاند و به آن عادت کردهاند و بعد برای اعقاب خود به ارث گذاشتهاند؟!
ه. حرکات غریزی حیوانات حرکاتی است ارادی و مقرون به شعور و تدبیر.
حیوان هر یک از این کارهای غریزی خویش را با علم و عمد و آگاهی از نتیجه و خاصیت طبیعی فعل خود انجام میدهد؛ مثلًا آنکه لانه میسازد میداند فایده لانه ساختن چیست و چگونه باید ساخت تا برای استفاده مهیا شود و آنکه با غریزه اجتماعی فعالیتهای اجتماعی میکند از روی آگاهی به وظیفه و آگاهی از فواید زندگانی اجتماعی فعالیتهای اجتماعی میکند از قبیل زنبور عسل و مورچه و پارهای پرندگان بلکه پارهای پستانداران. این علم و آگاهی برای هر نسلی از طریق حس و تجربه حاصل میشود و به وسیله یک نوع تفاهمی که بین حیوانات است از فردی به فردی و از نسلی به نسلی منتقل میشود.
این نظریه را هر چند نمیتوان صد در صد باطل دانست زیرا این نظریه متکی به دو جهت است: یکی علم اکتسابی تجربی حیوان و یکی تفاهم حیوانات، و تردید نیست که حیوان کم و بیش در طول عمر اطلاعاتی کسب میکند و موضوع تفاهم حیوانات نیز هنوز از نظر علمی روشن نیست که آیا واقعاً هست یا نیست و اگر هست تا چه اندازه است و به چه وسیله است؛ ولی صد در صد نیز قابل قبول نیست زیرا اولًا یک سلسله حرکات غریزی از بعضی حیوانات در همان آغاز تولد یعنی قبل از آنکه حیوان فرصت تعلیم و تعلم یا تجربه پیدا کند به طرز شگفت انگیزی صادر میشود که با این نظریه قابل توجیه نیست و ثانیاً حیوان شناسان بعضی حیوانات پیدا کردهاند که هیچگاه نسل بعدی نسل قبلی را مشاهده نمیکند و همیشه قبل از آمدن نسل بعد، نسل قبل از بین میرود و در عین حال حیوان حرکات غریزی شگفت انگیزی دارد، این نیز با این فرض قابل توجیه نیست و ثالثاً اگر حرکات غریزی از راه تجربه و تعلیم و تعلم صورت میگیرد پس چرا غرایز حیوانات جنبه اختصاصی دارد و هر حیوانی فقط در یک اعمال بالخصوص تخصص دارد؟ و چرا افراد نوع همه با هم از لحاظ