اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٧٨ - نظریه حسی
٣. چنانکه ترکیب و تحلیل را به نحوی که در نکته دوم گفته شد در تصورات داریم همچنان در تصدیقات و قضایا نیز داریم.
ما در نخستین بار که میگفتیم مثلًا سیاهی سیاهی است، سفیدی سیاهی نیست، این امور را پذیرفته و تصدیق کرده بودیم که:
الف. سلب و ایجاب (نفی و اثبات) هر دو با هم روی یک قضیه نمیآیند و هر دو با هم از روی یک قضیه برداشته نمیشوند (اصل امتناع اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین).
ب. هر چیز خودش برای خودش ثابت است.
ج. هیچ چیز خودش از خودش سلب نمیشود.
د. عرض بی موضوع نمیشود.
ه. معلول بی علت نمیشود.
و همچنین یک سلسله بدیهیات دیگر، و این نکته با بیان آینده روشن تر از این به دست خواهد آمد ١.
بدیهی است که قیاس کردن وجود و وحدت به امور نفسانی و وجدانی از قبیل ادراک و اراده و قدرت و لذت و الم غلط است زیرا تصور ادراک و اراده و ... از این راه حاصل میشود که انسان به حسب وجدان خود یک پدیده خاص نفسانی در خود مییابد به عنوان ادراک، و یک پدیده دیگر مییابد به عنوان اراده، و یک پدیده دیگر به عنوان لذت، و همچنین ... هر یک از این پدیدهها اولًا نفسانی هستند و به امور غیر نفسانی صادق نیستند و ثانیاً ذهن برای هر یک از آن پدیدهها یک مفهوم خاص درست کرده که هر یک از آن مفهومها فقط به یکی از امور نفسانی صادق است و به سایر امور نفسانی صادق نیست. پر واضح است که هیچ پدیده بالخصوص نیست که وجدان انسان آن را به عنوان وجود یا وحدت بیابد و هر کسی بالبداهه میداند که مفهوم وجود و وحدت به طوری هستند که شامل تمام آن پدیدههای درونی و تمام پدیدههای بیرونی هستند. علیهذا مفهوم وجود و عدم و وحدت و کثرت را که از مفاهیم عمومی هستند نمیتوان به مفهوم ادراک و اراده و سایر امور خاص نفسانی قیاس کرد.
[١]. در اواخر این مقاله آنجا که از «تحلیل تصدیقی» سخن به میان آید، راجع به این بدیهیات که «بدیهیات اولیه تصدیقیه» اصطلاحاً خوانده میشوند بحث نسبتاً مفصلتری خواهد شد.