تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٩ - جبر یا اختیار
وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِینَ این تعبیر در آیات دیگر نیز با کمی تفاوت آمده است مانند: وَ یُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِینَ وَ یَفْعَلُ اللَّهُ ما یَشاءُ ابراهیم/ ٢٧ کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ غافر/ ٣٤ کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ الْکافِرِینَ غافر/ ٧٤ در این آیات میفرماید: خدا فاسقان، ظالمان، اسرافکاران و کافران را گمراه میکند، معلوم است که این اضلال، افزودن بر ضلالت سابق است، مثل وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ توبه/ ١٢٥ این اضلال از جانب خداست ولی باختیار خود فاسق است. اضلال ابتدایی بر خدا قبیح است نه اضلال ثانوی که نتیجه عمل است.
جبر یا اختیار
کوتاه سخن آنکه: وسائل و مقدمات و اعطاء اختیار، در کارهای خیر و شر همه
از خداست و اگر خدا وسائل فراهم نکرده بود هیچکس بعمل خیر یا شر قدرت
نداشت، به نظر من آیاتی نظیر: وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ
انسان/ ٣٠ در این زمینه هستند گرچه ما قبل آنها در باره اختیار خیر است،
یعنی: تا خدا زمینه فراهم نکند و مقدمات را جور نیاورد شما نمیتوانید چیزی
اراده بکنید.
در این مرحله، اراده بندگان بعد از اراده و مشیت خداست
ولی در مرحله دوم مشیت خدا بعد از اراده بندگان است اگر آنها اراده خیر
کنند خدا در آن هدایتشان خواهد کرد و اگر اراده شر کنند گمراهشان خواهد
نمود، چنان که فرموده: فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ صف/ ٥
چون منحرف شدند خدا قلوبشان را منحرف کرد در اینجا است که انسان در مقابل
خیر، پاداش و در مقابل شر، کیفر میبیند که هر دو با اختیار خودش انجام
میگیرد. از طرف دیگر کار خیر منسوب به خدا و انسان است زیرا خدا هم وسیله
فراهم کرده و هم