تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٣ - شرحها
شرحها
در این آیات از قومی سخن رفته که از ترس مرگ (طاعون مثلا) از دیار خود
گریخته ولی فرار اثری نبخشیده و همگی مردهاند، سپس به امر خدا زنده شده و
بدنیا بازگشتهاند، آن گاه راجع به جهاد در راه دین و صرف پول در تجهیز
مجاهدان ذکری به میان آمده است به نظر میآید این آیات ضمن فرمان جهاد،
تذکری است که فرار از جنگ فائده ندارد باید جنگید تا زنده شد.
٢٤٣- أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ [١].
در
روضه کافی از حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السّلام نقل شده که در شهری از
شهرهای شام گاه گاه مرض طاعون پیدا میشد، عدهای در شهر میماندند و
عدهای فرار میکردند، در آخر قرار گذاشتند که اگر احساس طاعون کنند همه از
شهر بیرون روند و چنان کردند (ولی این کار سودی نبخشید) و در جای دیگر همه
مردند و استخوانها شدند پیامبری بنام «حزقیل» از آنجا گذشت، استخوانها را
دید و از خدا خواست تا خدا آنها را زنده کرد [٢].
در تورات در کتاب حزقیال از باب ٣٧ به بعد این مطلب نقل شده که:
حزقیال
پیامبر استخوانهای بسیاری در صحرا دید و از خدا خواست و خدا آنها را زنده
کرد، از این تطابق احتمال داده میشود که بعضی از یهود یا غیر یهود در این
باره از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله توضیح خواستهاند تا آیه فوق نازل
شده است و در عین حال مقدمه است بدستور جنگ که در آیه بعدی آمده، یعنی
برای فرار از مرگ جهاد را ترک نکنید چون بالاخره خواهید مرد چنان که آن قوم
از مرگ
[١]- راجع به «الم تر» به آیه ٢٤٦ بقره رجوع کنید.
[٢]- روضه کافی/ ١٩٨ حدیث ٢٣٧ نقل به متن در کافی حزقیل با خاء است.