تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٨٧ - اشاره
[سوره البقرة (٢): آیات ٢٥٩ تا ٢٦٠]
اشاره
أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها
قالَ أَنَّی یُحْیِی هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ
مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً
أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلی
طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلی حِمارِکَ وَ
لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ کَیْفَ
نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ
أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (٢٥٩) وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ
رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتی قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ
بَلی وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ
الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلی کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ
جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ
عَزِیزٌ حَکِیمٌ (٢٦٠)
٢٥٩- یا مانند کسی که بر آبادی گذر کرد که از
سکنه خالی و فقط بناها داشت، گفت: خدا چگونه مردم این آبادی را بعد از
مرگشان زنده میکند؟! خدا او را صد سال بمیرانید سپس زندهاش کرد، و گفت
چقدر در اینجا ماندهای؟ گفت: یک روز یا مقداری از روز. گفت: بلکه صد سال
ماندهای. به طعام و شرابت نگاه کن که تغییر نیافته، به الاغت نگاه کن، تا
ترا برای مردم نمونهای گردانیم، استخوانها را بنگر چگونه بلندشان میکنیم،
سپس آنها را گوشت میپوشانیم، وقتی که (این امر) بر او روشن شد گفت:
میدانم که خدا به هر چیز توانا است.
٢٦٠- و چون ابراهیم گفت: خدایا به
من بنما که مردگان را چگونه زنده میکنی؟ گفت مگر ایمان نیاوردهای؟ گفت:
بلی ولی برای اینکه قلبم آرام گیرد: گفت: پس چهار پرنده برگیر و آنها را
پاره پاره کن ... سپس بر هر کوهی تکهای از آنها را بگذار، آن گاه آنها را
صدا کن که شتابان سوی تو آیند و بدان که خدا توانا و حکمت کردار است.