تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٩ - کلمهها
کلمهها
فضلتکم: فضل در اصل به معنی زیادت است، در قرآن مجید به معنی برتری و
احسان و عطیه آمده که همه از مصادیق زیادت هستند (قاموس قرآن) «فضلتکم» به
شما برتری دادیم.
العالمین: مراد از عالمین در این آیه مردمان میباشد. رجوع شود به سوره حمد/ ٢.
تجزی:
جزاء اگر ما بعدش «باء- علی» آید به معنی مکافات و مجازات باشد و اگر ما
بعدش «عن» آید به معنی قضاء و اداء و بدون آنها به معنی کفایت است، «جزی
الشیء: کفی» (قاموس).
شفاعة: واسطه شدن. شفع و شفاعة مصدر هستند به معنی منضم کردن چیزی به چیزی (مفردات).
عدل:
(بفتح- عین) عوض. آن در اصل به معنی برابری است. اسم و مصدر هر دو آمده
است. آنچه گفته شده از قبیل: مثل، عوض، ضد ظلم، همه از مصادیق معنای اول
هستند.
یسومونکم: سوم به معنی تحمیل و چریدن آمده است، لازم و متعدی هر
دو به کار رود آن در آیه به معنی تحمیل و وارد کردن است چنان که در فِیهِ
تُسِیمُونَ نحل/ ١٠ به معنی چرانیدن میباشد.
یذبحون: تذبیح مبالغه در
ذبح است یعنی به طور مداوم یکی پس از دیگری را ذبح میکردند (قاموس قرآن)
در آیه دیگر آمده یُقَتِّلُونَ أَبْناءَکُمْ اعراف/ ١٤١.
یستحیون: استحیاء طلب حیات و خواستن زنده ماندن است «یستحیون» زنده میگذاشتند.