فرهنگ قرآن - امامی، عبدالنبی - الصفحة ٥٨٣ - ٣ کظم غیظ در تفاسیر
شکیبایی روا داشتند، و چهبسا ممکن است، غیظ را در بعضی مواضع مناسب آن را به این دشمنی و نحو آن تأویل نمود. در کافی از امام رضا علیه السّلام در حدیثی آمده است که: «ان الامام غیّظ المنافقین.»؛ یعنی البته، امام منافقین را شدیدا خشمگین نمود. پس چهبسا امکان تأویل آن از این قبیل مناسب باشد. [١] در فرهنگ لغات:
الف- در معنای کظم فرموده: کظم؛ یعنی بستن در و یا جویبار، خشم را
فروبردن و جلوگیری کردن از آن، و کظام؛ یعنی خستگی و ماندگی و سختی و شدت.
کظم؛ یعنی گلو یا دهان یا برآمدگی جای دم. کاظم؛ یعنی خاموش و فروخورنده
خشم، جمع آن کظّم است، و کظیم و مکظوم؛ یعنی شخص اندوهگین و فروبرنده خشم.
کظوم؛ یعنی خاموش بودن. [٢]
ب- در معنای غیظ فرموده: غیظ؛ یعنی خشم، یا
سختترین مراتب آن، یا تیزی و اول آن، خشم پنهان. اغاظة؛ یعنی به خشم
آوردن، و تغیّظ؛ یعنی به خشم شدن، سخت گرم شدن، و تغییظ؛ یعنی به خشم
آوردن، و اغتیاظ؛ یعنی خشمگین گردیدن، و غیاظ؛ یعنی اندوه و سختی، و محنت، و
مغیظ؛ یعنی به خشم آورده شده. [٣]
الف- در فرهنگ عمید در معنای کظم فرموده: کظم (به فتح کاف و سکون ظاء)؛ یعنی فروخوردن خشم، خودداری از خشم کردن. [٤]
ب- در معنای غیظ هم فرموده: غیظ (به فتح غین)؛ یعنی خشم، غضب. [٥]
شیخ طایفه طوسی قدّس سرّه در تفسیر تبیان، فی قوله تعالی: «ها أَنْتُمْ
أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا یُحِبُّونَکُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْکِتابِ
کُلِّهِ وَ إِذا لَقُوکُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا
عَلَیْکُمُ الْأَنامِلَ مِنَ
[١]. مقدمه برهان، ص ١٦٩.
[٢]. ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص ٧٢٨- ٧٢٧.
[٣]. ملخص المنجد و منتهی الأرب، ص ٦١٦.
[٤]. فرهنگ عمید، ص ٩٤٥.
[٥]. فرهنگ عمید، ص ٨٥٣.