مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - ٦- چارهجوئى در برابر حوادث پيشبينى نشده
بايد همان گونه كه برادر به حال برادر مىانديشد، مدير و فرمانده به حال نفرات و پرسنل تحت فرماندهى خود بينديشد.
٦- در هر حال، بايد ميان «جاهل قاصر» و «جاهل مقصّر» [١] و ميان آنها كه حسن نيّت داشته و اشتباه كردهاند با آنها كه از روى سوء نيّت مرتكب خلافى شدهاند فرق گذاشت.
امير مؤمنان على عليه السلام درباره گروهى كه به دنبال حق بودند و بر اثر نادانى به انحراف كشيده شدند توصيه مىكند كه مدارا كنيد؛ سپس چنين استدلال مىفرمايد:
«لَيْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَأَخْطَاءَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فَأَدْرَ كَهُ؛
آن كس كه به دنبال حق رفته و خطا كرده، همانند كسى نيست كه آگاهانه به دنبال باطل رفته و آن را يافته است!» [٢]
٧- اينها همه در مورد نارسائيهاى داخلى بود؛ امّا در مورد آسيبهائى كه از ناحيه دشمن ممكن است برسد، و مسائل پيشبينى نشدهاى بيافريند؛ مدير و فرمانده بايد در عين حفظ روحيّه نفرات در حدّ عالى و ناچيز شمردن قدرت دشمن، امكان ضربات شكننده او را عملًا ناچيز نشمرد، و هر گونه احتمال اقدامات نفوذى و حملههاى «موضعى» و «گسترده» را بدهد، و براى مقابله با آن در زمان جنگ و حتّى در زمان صلح آماده باشد.
على عليه السلام در همان فرمان تاريخى مىفرمايد:
«وَلاتَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ وَلِلَّه فيهِ رِضًى فَانَّ فِى الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِكَ وَراحَةً مِنْ هُمُومِكَ وَأَمْناً لِبِلادِكَ، وَلكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَانَّ الْعَدُوَّ رُبَّما قارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْبِالْحَزْمِ وَاتَّهِمْ فى
[١]- «جاهل قاصر» كسى است كه دسترسى به فراگيرى مسائل لازم، ندارد؛ و «جاهل مقصّر» كسى است كه دسترسى دارد ولى كوتاهى مىكند.
[٢]- نهج البلاغه، خطبه ٦١.