مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - ب- بهرهگيرى هر چه بيشتر از مشاوره
فَإنَّهُ اذا كانَ عاقِلًا. انْتَفَعْتَ بِمَشْوَرَتِهِ، وَ إِذا كانَ حُرّاً مُتَدَيِّناً جَهَدَ نَفْسَهُ فِى النَّصيحَةِ لَكَ، وَ إِذا كانَ صَديقاً مُؤاخِياً كَتَمَ سِرَّكَ إِذا اطْلَعْتَهُ عَلَيْهِ، وَ إِذا اطْلَعْتَهُ عَلى سَرِّكَ فَكانَ عِلْمُهُ بِهِ كَعِلْمِكَ بِهِ تَمَّتِ الْمَشْوَرَةُ؛
شورا شرايط و ابعادى دارد، كسى كه به آن آگاه باشد، نتيجه مىگيرد، و گر نه زيان آن براى مشورت كننده بيش از سود آن است:
نخست اين كه طرف مشورت فردى باشد صاحب عقل و خرد
دوّم اين كه انسان آزاده و با ايمانى باشد
سوّم اين كه دوست و دلسوز و علاقمند باشد
چهارم اين كه آنچنان باشد كه اگر او را از سرّ خود آگاه كردى (تا بتوانى از او نظرخواهى كنى) در كتمان آن نهايت دقّت را به خرج دهد.
با اين شرايط، نتيجه خواهى گرفت؛ زيرا وقتى عاقل و خردمند باشد، از نظراتش بهره خواهى گرفت؛ و هنگامى كه آزاده و با ايمان باشد، نهايت تلاش را در نُصْح و خيرخواهى انجام مىدهد؛ و هر گاه دوست و دلسوز باشد، اسرار تو را پس از آگاهى، كتمان مىكند؛ و آنگاه كه او را از اسرارت آگاه كردى و به تمام جوانب امور همچون خودت آگاهى يافت، مشورت به حدّ كمال مىرسد و خير خواهى در سرحدّ اعلا!» [١]
به همين دليل، پيشواى بزرگ ما، اميرمؤمنان على عليه السلام مشورت با چند گروه را ممنوع ساخته و به «مالك اشتر» در فرمان تاريخىاش تأكيد مىكند:
«وَ لا تُدْخِلَنَّ فى مَشْوَرَتِكَ بِخيلًا يَعْدِلُ بِكَ عَنِ الْفَضْلِ وَ يَعِدُكَ الْفَقْرَ، وَ لا جَباناً يُضْعِفُكَ عَنِ الْأُمُورِ، وَ لا حَريصاً يُزَيِّنُ لَكَ الشَّرَهَ بِالْجَورِ- فَإِنَّ الْبَخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرائِزُ شَتىَّ يَجْمَعُها سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ ...؛
[١]- وسائل الشّيعه، ج ٢، ص ١٠٨.