مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨ - ١٣- پايگاه مردمى
مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار مىدهد!» [١]
كوتاه سخن اين كه، پشتوانه مردمى و حمايت تودههاى جمعيّت مخلص، كيمياى عجيبى در مسأله زمامدارى و مديريّت و فرماندهى است؛ و راه به دست آوردن اين كيميا آن است كه انسان براى آنها خدمت و دلسوزى كند، صداقت به خرج دهد، و رابطه هميشگى داشته باشد.
١٤- پايبند بودن به اصول و ضوابط
اين اصل را به عنوان يكى از مهمترين شرايط و ويژگيهاى مدير و فرمانده مىتوان ذكر كرد، و هم ضدّ آن (مقدّم داشتن روابط بر ضوابط) را به عنوان يكى از مهمترين آفات مديريّت مىتوان شمرد.
درست است كه تقيّد به «ضوابط» و بىاعتنائى به حاكميّت «روابط» مشكلات فراوانى دارد، و مخصوصاً در جوامعى كه هميشه روابط بر آن حاكم بوده است، و ضوابط هميشه در برابر آن قربانى شده؛ ولى اگر مشكلات آن در كوتاه مدّت پذيرفته شود، اثر آن در دراز مدّت بسيار مثبت و چشمگير است.
اصولًا سازمان و تشكيلاتى كه «ضابطه بر آن حاكم نباشد» شايسته نام سازمان و تشكيلات نيست! و نه كسى كه در رأس آن است شايسته نام مدير و فرمانده!
منابع و تواريخ اسلام مملو است از اسناد زندهاى كه نشان مىدهد پيشوايان اسلام براى حفظ ضوابط تا چه اندازه رابطهها را زير پا مىگذاشتند.
داستان «عَقيل وَ حَديد محماة» را همه شنيدهايم كه مطابق آنچه در نهجالبلاغه ثبت است، «عقيل» نزد برادرش امير مؤمنان على عليه السلام رسيد و تقاضاى امتيار مختصرى بر ديگران در اموال بيت المال داشت، (شايد در حدود يك من گندم در هر روز!).
ولى على عليه السلام براى حفظ اصول نه تنها دست رد بر سينه او زد؛ بلكه، چنان درسى به او
[١]- سوره مريم- آيه ٩٦.