مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - ويژگيهاى يك سازمان اطّلاعات اسلامى
همچنين وجود افراد متملّق و چاپلوس در اطراف مديران كمك مؤثّرى به تحريف واقعيّات مىكند.
د- اعتماد بر منابع ضعيف و گرفتار خوشبينىهاى بىدليل، و يا سوء ظنهاى بيهوده شدن، عامل ديگرى براى محروم ماندن از اطّلاعات صحيح است كه مدير و فرمانده بايد بشدّت از آن بپرهيزد تا بتواند موضع تشكيلات خود را به طور صحيح ارزيابى كرده و در هدايت آن تشكيلات گرفتار خطا نشود.
براى به دست آوردن اطّلاعات صحيح، افرادى جسور؛ پر حوصله؛ شجاع؛ دقيق؛ واقع بين؛ متعهّد؛ صريح اللّهجه و كاملًا امين و راستگو لازم است و البتّه اين گونه افراد كمند، ولى اين كم را بايد پيدا كرد و يا تربيت نمود.
٢- مدير اسلامى هرگز نبايد در زندگى خصوصى افراد خود تجسّس كند كه هم بر خلاف دستور صريح قرآن است، و هم مايه سلب اعتماد افرادى مىشود كه تحت پوشش مديريّت او قرار دارند و سوء ظنّ آنها را بر مىانگيزد.
قرآن مجيد در اين زمينه دستور حساب شدهاى دارد:
«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ اثْمٌ وَلاتَجَسَّسُوا وَلايَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً» [١]
در اين آيه، نخست از سوء ظن و بدگمانى كه از آفات مديريّت است نهى شده، و به دنبال آن از تجسّس و سپس غيبت؛ چرا كه اين سه در ارتباط با يكديگرند؛ «سوءظن» مايه «تجسّس» و موجب «غيبت» مىگردد، و نتيجه همه آنها متزلزل شدن پايههاى اعتماد متقابل در هر تشكيلات است.
البتّه، تجسّس بيشتر به كشف امور نهانى گفته مىشود كه انسانها راضى به كشف آن نيستند؛ و پنهانيهاى مردم، بيشتر نقاط ضعف و رفتارهاى ناپسند آنها است كه آشكار شدن هر يك از آنها موجب سلب حرّيت آنان مىشود؛ لذا اسلام اجازه نداده است،
[١]- سوره حجرات، آيه ١٢.