تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٣ - انگيزه نگارش
حكمت غربى و اروپايى تبيين مىگرديد و حقانيّت و برترى اين فلسفه بر تفكّرات غربى والحادى ثابت مىگشت.
ولى در حوزههاى علميه چنين كارى انجام نگرفته بود و كسى هم درصدد انجامش نبود، علامه طباطبايى معتقد بودند بايد چنين مباحث تطبيقى انجام گيرد و مباحثى طرح گردد كه در آنها هم فلسفه غربى بيان شود و نيز از موضع فلسفه اسلامى اين تفكر نقد شود. آنچه موجب تقويت اين انگيزه مىگرديد، اين بود كه در آن دوران فلسفه ماركسيسم با عوامل گوناگونى كه سبب جاذبه دروغين و رشد كاذبش مىشد در اين كشور رواج مىيافت و دستهاى مختلفى بودند كه اين فلسفه را ترويج مىكردند كه البته برخلاف آن تبليغات شديدى كه طرفدارانش از آن مىنمودند، از نظر اتقان و استوارى بحثها چندان ارزشى نداشت ولى چون جهانبينى مكتبهاى اقتصادى و مادّى ماركسيستى مطرح مىگرديد و مباحث آن با شعارهاى فريبندهاى كه در طرفدارى از مظلومين، كارگران، كشاورزان و رنجبران، بين عدهاى جذابيت يافت، اينگونه شعارهاى بدون پايه و اساس در ايران نيز در حال رواج بود و توجه به چنين پديدهاى باعث گرديد كه مرحوم علامه طباطبايى(رحمه الله) اهتمام جدّى به طرح مباحث تطبيقى فلسفى داشته باشد.
همانگونه كه علامه شهيد مطهرى در مقدمهاى كه بر كتاب مذكور (اصول فلسفه و روش رئاليسم) نوشتهاند يادآور شدهاند: يك انجمن علمى ـ فلسفى توسط علامه در قم بنيان نهاده شد و عدهاى از مشاهير و فضلاى برجسته حوزه و محققان دينى از جمله شهيد مطهرى در اين انجمن شركت داشتند و طى آن مباحث فلسفه تطبيقى مطرح مىگرديد و