تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - ايجاد وحدت بين حوزه و دانشگاه
بديهى است كسانى كه در اين مكتب پرورش مىيافتند علاقهاى به تظاهر و خودنمايى نداشتند ولى در هر حال آثار اينگونه شاگردان در جامعه رشد يافت و آنها نيز به نوبه خود شاگردانى تربيت خواهند نمود و اين مشعل در جاهايى كه شايستگى داشته باشد همچنان روشن خواهد ماند.
علامه داراى چنان همّت بلندى بود كه تلاش خود را به حوزه محدود ننمود. در آن زمان بين حوزه و دانشگاه توسط عوامل استبداد و استعمار ديوارى آهنين كشيده شده بود و دستگاه حاكم هر روز بر استحكام اين ديوار مىافزود و كسانى كه فكر رخنه در اين ديوار را در ذهن خويش مىگذرانيدند، متّهم مىشدند. علامه در حدّ امكان، شجاعانه و بدون واهمه با اساتيد دانشگاه تماس برقرار مىكرد و براى آنان درسهايى مىگفت، جلسات بحث و بررسى برايشان تشكيل مىداد كه برخى از اين كوششهاى علمى و فرهنگى به زيور طبع و نشر آراسته گرديده است.
به بركت همين جلسات بود كه بعضى از آثار استاد در همان زمان به زبانهاى اروپايى برگردانيده شده و به اين وسيله اسلام در غرب و تشيع در جهان غير شيعه معرفى گرديد. مسلّماً اگر امكانات افزونترى در اختيار بود، بركات فراوانترى نصيب اين ملّت مىشد. به هر روى، جاى بسى دريغ و تأسّف است كه در اين زمان كه جامعه ما به چنين مردانى اسلامشناس و انديشمند نيازمند است، دانشمندى چون علامه را از دست دادهايم. البته تقدير الهى چنين بود كه اين مرد متألّه و عارف والا به ملكوت اعلا بپيوندد و به مصاحبت اجداد طاهرينش بشتابد. بارى، انتظار ما از آن عواطف سرشار استاد اين است كه در همان عالم به ياد مسلمانها