تماشاي فرزانگی و فروزندگی
(١)
مقدمه معاونت پژوهش
٩ ص
(٢)
فصل اول
١٧ ص
(٣)
طلايه دار تحقيق و تزكيه
١٧ ص
(٤)
گوهرهاى تابناك
١٩ ص
(٥)
خلق و خوى
٢٠ ص
(٦)
قله انديشه
٢٣ ص
(٧)
فرجام اهانت
٢٦ ص
(٨)
ابتكارى تحول آفرين
٢٨ ص
(٩)
جويبارهايى معنوى در دشت تشنه
٣٢ ص
(١٠)
فصل دوم
٣٥ ص
(١١)
چشمه فضل و فضيلت
٣٥ ص
(١٢)
فرزانگان ناشناخته
٣٧ ص
(١٣)
بُعد برجسته
٤٠ ص
(١٤)
كوشش هاى فرهنگى
٤١ ص
(١٥)
توجه به نيازهاى جامعه
٤٤ ص
(١٦)
تدبيرى حكيمانه
٤٦ ص
(١٧)
مشق مشقّت
٥٠ ص
(١٨)
ثمرات ارزشمند
٥٤ ص
(١٩)
در عرصه حكمت
٥٦ ص
(٢٠)
ايجاد وحدت بين حوزه و دانشگاه
٥٦ ص
(٢١)
دورانديشى
٥٨ ص
(٢٢)
فصل سوم
٦١ ص
(٢٣)
مفسّر گرانمايه
٦١ ص
(٢٤)
علماى شيعه و تفسير قرآن
٦٣ ص
(٢٥)
علاّمه و آيت الله بروجردى
٦٦ ص
(٢٦)
انزواى علوم قرآنى
٦٥ ص
(٢٧)
فعاليت هاى مقدماتى
٧١ ص
(٢٨)
الهامى الهى
٧٢ ص
(٢٩)
پرهيز از تأويل هاى سليقه اى
٧٣ ص
(٣٠)
عنايت به منابع اهل سنّت
٧٦ ص
(٣١)
ارمغانى ارزنده
٧٧ ص
(٣٢)
روش نگارش الميزان
٧٩ ص
(٣٣)
توجه به مسايل سياسى و اجتماعى
٨٠ ص
(٣٤)
اعتبار روايات و تكيه بر قرآن
٨٢ ص
(٣٥)
عقل، موهبتى الهى
٨٤ ص
(٣٦)
برداشت هاى نادرست
٨٦ ص
(٣٧)
لزوم آموزش هاى تفسيرى
٨٧ ص
(٣٨)
فصل چهارم
٩١ ص
(٣٩)
شخصيت چند بُعدى علاّمه
٩١ ص
(٤٠)
سيماى جامعيت
٩٣ ص
(٤١)
توجه به عالم قدس و ملكوت
٩٤ ص
(٤٢)
محصول اخلاص
٩٦ ص
(٤٣)
بر كران قرآن
٩٨ ص
(٤٤)
احياى فلسفه اسلامى
٩٩ ص
(٤٥)
ستيز با افكار انحرافى
١٠٠ ص
(٤٦)
تربيت دانشوران
١٠٢ ص
(٤٧)
ارتباط با دانشگاهيان
١٠٢ ص
(٤٨)
آفاق برون مرزى
١٠٤ ص
(٤٩)
تبيين مبانى فكرى انقلاب اسلامى
١٠٥ ص
(٥٠)
ترويج معارف ناب در جامعه
١٠٧ ص
(٥١)
فصل پنجم
١١١ ص
(٥٢)
نبوغ فكرى و علمى
١١١ ص
(٥٣)
سبك تفكر فلسفى
١١٣ ص
(٥٤)
نوآورى هاى حكيمانه
١١٤ ص
(٥٥)
فروتنى در طرح مباحث
١١٦ ص
(٥٦)
پرورش هاى پُرمايه
١١٨ ص
(٥٧)
ترويج حكمت
١٢٠ ص
(٥٨)
فلسفه و علوم تجربى
١٢١ ص
(٥٩)
ارتباط مفهومى و تحول
١٢٣ ص
(٦٠)
تحليل هاى فلسفى و دانش هاى طبيعى
١٢٥ ص
(٦١)
تعميم بى مورد
١٢٨ ص
(٦٢)
دو ديدگاه با نتيجه اى واحد
١٢٩ ص
(٦٣)
دلايل عقلى و نكات نقلى
١٣١ ص
(٦٤)
از معرفت شناسى تا هستى شناسى
١٣٤ ص
(٦٥)
معناى عصرى شدن دين چيست؟
١٣٥ ص
(٦٦)
فصل ششم
١٣٩ ص
(٦٧)
اثرى گران سنگ
١٣٩ ص
(٦٨)
انگيزه نگارش
١٤١ ص
(٦٩)
روندى مورد تأمّل
١٤٥ ص
(٧٠)
ضرورت تحوّل در تلاش هاى فلسفى
١٤٨ ص
(٧١)
مختصات برجسته
١٥٠ ص
(٧٢)
جويبار بابركت
١٥١ ص

تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥ - توجه به عالم قدس و ملكوت

هركس يك يا چند جلسه با ايشان مى‌نشست و معاشرت مى‌كرد به خوبى احساس مى‌نمود كه وى از نظر خُلق و خوى داراى چه مرتبه ممتازى مى‌باشد، غير از آن، در آداب معاشرت، ارتباط با ديگران، حسن برخورد، فُروتنى و مهربانى و اين قبيل صفات و خصال حميده، نيز ايشان اُسوه بودند. انسان احساس مى‌كرد كه ايشان از نظر معنوى مقام شامخى دارد. در يكى از اعياد اسلامى عدّه‌اى براى عرض تبريك خدمت ايشان آمده بودند جوانى كه گويا رايحه عرفان و معنويت به مشامش رسيده و در كنار من نشسته بود وقتى مى‌خواست آن جلسه را ترك گويد، زير لب زمزمه كرد: در شگفتم كه چگونه زمين عظمت اين شخصيت را تحمّل مى‌كند. حالتى جالب و اعجاب برانگيز در ايشان مشاهده مى‌گرديد كه مأنوسين با وى متوجه مى‌شدند از نظر معنوى با ديگران تفاوت دارد.

تقريباً در تمامى حالات، حتى هنگام تدريس كه بيشتر توجه انسان به سوى مخاطب جلب مى‌شود مشهود بود كه توجه ايشان به ساحت قدس الهى قطع نمى‌گردد و علاّمه آن‌چنان خودشان را در اختيار بحث‌ها و شاگردان قرار نمى‌دادند كه كاملا در ديگران مستغرق شوند، معمولا وقتى مشغول تدريس بودند، نگاهشان را كأنّه به سقف مى‌دوختند و توجّه زيادى به افراد نمى‌كردند حتّى اگر كسى سؤالاتى داشت وقتى ايشان مى‌خواست جواب دهد، در چشم افراد خيره نمى‌گرديد و اين ويژگى مؤيّد آن بود كه هميشه دلشان متوجّه مقام قدس الهى است و نمى‌خواستند اين حالات معنوى و عرفانى لحظه‌اى قطع شود و از بين برود، به كرّات اتفاق مى‌افتاد كه ايشان در كوچه و خيابان كه در حال