تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٧ - روندى مورد تأمّل
ولى به هر حال اين مكاتب مختلف فلسفى اعمّ از آنهايى كه رسماً الحادى و مادّى بودند و يا آنهايى كه حتى خودشان را فلسفه الهى قلمداد مىكردند راههاى مشخص را طى نمىكردند و بدون اينكه از افكار فلاسفه اسلامى آن عصر مُطلع باشند همان مسير خودشان را ادامه مىدادند. در شرق هم حكمت سنتى به روش گذشته، روند خود را تداوم مىداد بدون اينكه توجهى به افكار جديد در محافل فلسفى غربى داشته باشند و اين شيوه براى فلسفه به عنوان يك علم و مجموعهاى از افكار و انديشههاى متفاوت ضرر داشت كه وقتى از برخورد صحيح و منطقى بين مكاتب و نظريات گوناگون محروم باشد از رشد و شكوفايى و تعالى لازم بىبهره مىگردد. يعنى فلسفه هم در شرق اسلامى در اثر عدم آشنايى با افكار فلسفى غرب يك حالت جمود و ركود پيدا كرده بود و از سوى ديگر، فلاسفه غربى هم از افكار درخشان مثل صدرالمتألهين و اصحاب و پيروانش محروم بودند تا اينكه در سده اخير در اثر ارتباط دانشجويان كشورهاى مسلمان با نواحى اروپايى، خواه ناخواه، آشنايىهايى غير مستقيم و پراكنده و ناقص با مكاتب فلسفى غرب پيدا شد و مخصوصاً بعد از اينكه ماترياليسم ديالكتيك به عنوان يك فلسفه علمى مطرح شد و شعار طرفدارى از علوم و بهره مندى از دانشهاى تجربى براى پى ريزى مبانى فلسفى و تبيين مبانى آن از طرف اين مكتب ارائه شد، در برخى كشورهاى اسلامى و جهان سوم به دليل استبدادزدگى، محروميت و برخى نابرابرىهاى اجتماعى از يك سو و نيز جاذبههاى سياسى و اقتصادى اين مكتب، طرفدارانى پيدا كرد.