تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - تدبيرى حكيمانه
ابتدا اگر كسى به قيافه علامه طباطبايى و وضع و كارش مىنگريست، آن را كارى كوچك، كماهميت، كمبازده و نافرجام مىپنداشت ولى طولى نكشيد كه خدا او را توسط شاگردانى چون شهيد مطهرى(رحمه الله)[١] كمك
[١] مرتضى مطهرى ١٢ جمادى الاول ١٣٣٨ ه.ق / ١٣ بهمن ١٢٩٨ در فريمان به دنيا آمد. پدرش شيخ محمدحسين مطهرى از نظر زُهد و تقوا ممتاز بود، مرتضى مقدمات را نزد وى آموخت و در دوازده سالگى به مشهد رفت و برخى علوم اسلامى را در حوزه اين شهر آموخت. پس از چهار سال به قم رفت و در مدرسه فيضيه سكونت اختيار كرد و سطح را نزد شهيد صدوقى، مرعشى نجفى و محقق داماد فراگرفت.
در ١٣٢٣ شمسى آموختن حكمت شرح منظومه و مبحث نفس اسفار را نزد امام خمينى آغاز كرد و از دروس خارج فقه و اصول او هم بهرهمند شد. آيتالله بروجردى نيز از استادان وى در درس خارج مىباشد.
وى به سال ١٣٢٩ شمسى به محضر علاّمه طباطبايى شتافت و فلسفه بوعلى را از معظمله آموخت و در يك حوزه درسى خصوصى كه ايشان براى نقد فلسفه مادى تشكيل داده بود حضور يافت كه كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم در اين مجمع پربركت پايهگذارى شد.
علامه عقيده داشت مطهرى از هوش سرشارى برخوردار مىباشد، به علاوه از جهات تقوا، اخلاق و انسانيّت هم جزو برگزيدهها بود، علامه مىافزايد در جلساتى كه وى حضور داشت مطمئن بودم كه سخنانم هدر نمىرود بعد كه مباحث و مقالات اصول فلسفه را آغاز كرديم يگانه كسى كه اطمينان داشتم از هدر رفتن تلاشها جلوگيرى مىكند مطهرى بود، از آنجا كه اين مطالب مجمل بود كسى كه مىتوانست بر آنها توضيحاتى بنويسد وى بود كه موفق شد پاورقىهاى ارزشمندى براى آنها تدوين نمايد. مطهرى نيز در برابر اين استادش فروتنى ويژهاى نشان مىداد و گاه چنان از علامه سخن مىگفت كه گويى آن مفسّر اهل كرامات است و از جانبى غيبى حمايت مىشود و يكبار خاطرنشان ساخت حضرت علامه طباطبايى از نظر كمالات روحى به حد تجرّدِ برزخى رسيده و مىتواند صُوَر غيبى را كه افراد عادى از مشاهده آنها ناتوانند، ببيند.
ايشان در بياناتى گفته است:
اين فرد به راستى مجسمه تقوا و معنويت است و در تهذيب نفس مقامات عالى طى كرده است. ساليان دراز از فيض محضر پربركتش بهرهمند بوده و الآن هم هستم. كتاب تفسير الميزان او از بهترين تفاسيرى مىباشد كه براى قرآن مجيد نوشته شده و مىتوانم ادعا كنم بهترين تفسيرى است كه در ميان شيعه و سنى از صدر اسلام تا امروز به نگارش درآمده است.
مطهرى بعد از ازدواج در سال ١٣٣١ شمسى به دلايلى از قم به تهران مهاجرت كرد و در مدرسه مروى تدريس فلسفه و حكمت اسلامى را آغاز نمود، سخنرانىهاى آموزندهاش در مساجد و ساير محافل مذهبى مورد توجه و استقبال آحاد جامعه بخصوص نسل جوان قرار گرفت، سه سال بعد به تدريس در دانشكده الهيات دانشگاه تهران مشغول شد.
آثار و انديشههاى اين متفكر در مبارزه با انديشههاى التقاطى، تحريفزدايى از تاريخ و فرهنگ اسلام، ستيز با جمود و تحجّر، تأثيرگذارى بر دانشگاه و جوانان، دفاع از مرزهاى عقيدتى، شناخت نيازهاى فرهنگى و اجتماعى، بسيار مورد توجّه بوده و مىباشد.
او با شروع نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى از سال ١٣٤١ به عنوان يكى از شاگردان برجسته و مورد اعتماد امام، فعالانه وارد ميدان مبارزه با استبداد و ستم گرديد. امام خمينى از او به عنوان دانشمندى سخن مىگويد كه خدمات ارزشمندى به اسلام و علم نمود و جنبههاى مختلف در وجودش جمع و آثارش بدون استثنا خوب و انسانساز است و افزود او حاصل عمرم محسوب مىشد و پاره تنم بود. مطهرى در ١٢ ارديبهشت ١٣٥٨ توسط گروهك فرقان به شهادت رسيد، پيكرش در قم و جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام) دفن گرديد. (گلىزواره)