تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٦ - معناى عصرى شدن دين چيست؟
عصرى شود؟ يا مقصود فقط احكام است؟ سؤال ديگر اين است كه عصرى شدن يعنى چه؟ اين عنوان يك معناى صحيح مىتواند داشته باشد كه عبارت است از اينكه بايد دين را مطابق نيازهاى هر زمانى تبيين كنيم كه در اين زمان قابل قبول است و قابل فهم است. نيز به مطالبى كه در اين زمان بيشتر مورد حاجت است بپردازيم. به اين معنا عصرى كردن دين صددرصد صحيح است. مثلا يك زمان اسلام مواجه با مسيحيت است در اين حال بايد درباره تثليث و مقابلش، توحيد، بحث كرد و يك زمان ماترياليسم مطرح است كه ديگر تكيه بر آن مباحث درباره تثليث جايى ندارد، بلكه بايد پيرامون ماوراى ماده و طبيعت بحث كرد.
امّا اگر منظور از عصرى كردن دين اين باشد كه در هر زمان تمام حقايق دين قابل تحول است، طبق شرايطى كه مطابق آن زمان است كه اگر زمانى مثلا مردم اصلا ماوراءالطبيعة را نمىپذيرند، نبايد آن را مطرح كنيم، يعنى دين عوض مىشود و بايد به دين مادى معتقد شد و چون مردم غير از جسم را قبول ندارند به خدايى كه جسم است، بايد ايمان آورد و يا چون مردم در زمانى خاص احكام قطعى و ضرورى اسلام را مثل حُرمت فحشا، نمىپسندند، بايد از آن دست برداريم و حتى، العياذ بالله، اعمال شنيع را در آن زمان جايز بدانيم به اين معنا عصرى شدن يعنى انكار بخشى از دين در هر زمان و نسخ احكام به حسب شرايط مختلف و خواست مردم، چه اينكه برخى نسبت به احكام حدود و قوانين جزايى اسلام، چنين گرايشى دارند و يا مىگويند چون شناخت ما از انسان در اين عصر عوض شده، به احكام كيفرى اسلام هم اثر مىگذارد.