تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - معناى عصرى شدن دين چيست؟
اگر عصرى شدن به اين معنا باشد پس بهتر است خودمان را راحت كنيم و بگوييم دين يعنى لادين يعنى اسلام دروغ است؟! والاّ اسلامى كه فحشا در آن تجويز شود، اسلامى كه حدود آن برداشته شود و حدّ سارق و زانى نداشته باشد، اين ديگر اسلام نيست، مگر آنكه اسلام را چيزى جامع بين نقيضين تصوّر كنيم چه اينكه چه بسا برخى مىخواهند بگويند كه الفاظ حتى قابل آن هستند كه دو مفهوم متناقض از آنها فهميده شود و لازمه اين حرف آن است كه اگر يك روزى كسى معتقد شد كه تمام حدود اسلام لغو است و يا هيچ عبادتى در اين زمان جا ندارد آيا باز هم اسلام اين است؟ اگر معتقد شدند كه اصلا غير از جسم چيزى وجود ندارد و خدايى كه دين اسلام را معرفى كرده، اينگونه است. اگر عصرى شدن اين است بهتر است بگوييم اسلامى نيست والاّ اسلامى كه بين وجود و عدم خدا، بين توحيد و تثليث، قابل جمع باشد اين ديگر چه اسلامى است؟!
اگر در مقام معرفت بگوييم، اين معرفت اسلامى است و آن هم معرفت اسلامى است، بهتر است كه بگوييم اسلامى وجود ندارد! اين دو برداشت از يك شىء نيست و چه بسا افرادى كه اين سخنان را مطرح مىكنند توجه به اين لوازم ندارند و آيا به اين لوازم مىتوان مُلتزم بود؟ و آيا هيچ فرد متديّنى به دين اسلام احتمال چنين مطالبى را مىتواند بدهد؟
و لذا اين مطالب را ما حمل مىكنيم بر اينكه توجّه به لوازم فاسد مطلب خود ندارد والاّ اگر توجه داشته باشند كه كار خيلى مُشكل است.[١]
[١] گفتگو با استاد آيتالله مصباح يزدى، آينه عرفان، ويژه دهمين سالگرد رحلت علامه طباطبايى كه در آبان سال ١٣٧٠ توسط روزنامه جمهورى اسلامى منتشر شده است.