تماشاي فرزانگی و فروزندگی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٥ - معناى عصرى شدن دين چيست؟
تغييرى در هر مساله، در همه مسايل اثر مىكند، اين مُورد را بايد جواب دهد كه چرا در اين قضيه كه «همه چيز در واقع تغيير مىكند» تغييرى پيدا نمىشود، اين هم خود قضيهاى است از يك علم، و اگر همه قضايا تغيير مىكند، پس خود اين قضيه هم بايد دگرگون گردد.
البته گفتهاند كه معناى تغيير، هميشه ابطال نيست بلكه به واسطه تغيير، امكان دارد مطلبى تقويت و تكامل يابد ولى به نظر ما اينگونه نيست، چون مىبينيم كه اعتقادى نسبت به موضوعى داريم و چه از نظر منطقى و چه از نظر روانشناسى، تحولات ساير علوم هيچ تأثيرى در آن نمىتواند داشته باشد، قضاياى ضرورى و بديهى كه ما داريم، چه در منطق و چه در فلسفه، اينها به هيچ وجه قابل تغيير نيست و حتى قوىتر هم نمىشود، هرچند ممكن است كسى از نظر روانشناسى شكى داشته باشد و بعد به ظن تبديل شود ولى نه به خاطر تحولى كه در علوم ديگر پديد مىآيد. به هر حال اين تئورى به عنوان يك تئورى كلّى از نظر ما واضحالبطلان است و براى صحتش وجه معقولى سراغ نداريم.
معناى عصرى شدن دين چيست؟
اين روزها صحبت از عصرى شدن دين است ولى بايد توجه داشت كه اين ادّعا يك تغيير مبهم و متشابه است، اولا مقصود از دين چيست؟ ثانياً عصرى شدن به چه معناست؟
دين طبق يك اصطلاح، شامل اصول عقايد، اصول اخلاقى و احكام مىشود، آيا مقصود از عصرى شدن دين اين است كه عقايد هم بايد