جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - زهرا در عرصه تلا ش پيشگى
روى هواى نفس سخن نميگويد. آنچه ميگويد جز وحيى كه بر او نازل شده، نيست. آموزگار او، همان فرشته بسيار توانا (جبرئيل) است.
نفخه قدس، بوى او؛ جذبه انس، خوى او *** منطق او خبر ز «لا يَنْطِقُ عَنْ هَوى» كند.[١]
روايت ذيل كه گزارشگر آن، مولاى متقيان على(عليهالسلام) است، نُماينده جلوهاى از رحمت بيکرانه و تلاش خستگيناپذير فاطمه(عليها السلام) در مقام تعليم و تربيت ميباشد:
روزى يكى از زنان مدينه خدمت حضرت زهرا (عليها السلام) رسيد و گفت: مادر پيرى دارم كه در مسايل نماز، سؤالات فراوانى دارد و مرا فرستاده است تا آن مسايل شرعى را از شما بپرسم.
حضرت زهرا(عليها السلام) فرمود: بپرس!
آن زن، مسايل زيادى طرح كرد و براى هر يك از آنها، پاسخ شنيد.
در ادامه گفت و شنود، آن زن از كثرت پرسشها خجالت كشيد و گفت: اى دختر رسول خدا! از اين كه فراوان خدمت ميرسم و با سؤالاتى زياد شما را به زحمت مياندازم، معذرت ميخواهم!
فاطمه(عليها السلام) فرمود:
باز هم بيا و هر آنچه سؤال برايت پيش ميآيد، بپرس! آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بالاى بام ببرد و در مقابل، صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، چنين كارى براى او دشوار خواهد بود؟
گفت: خير.
حضرت ادامه داد:
من در ازاى هر مسألهاي كه پاسخ ميدهم، بيش از فاصله بين زمين تا عرش، جواهر و لؤلؤ پاداش ميگيرم؛ پس سزاوار است كه بر من سنگين نيايد.[٢]
١. شعر از آيتالله غروى اصفهانى.
٢. قالت فاطمه(عليها السلام): هَاتِى وَسَلِى عَمَّا بَدَا لَكِ، أَرَاَيْتَ مَن اكْتَرَى يَوْمًا يَصْعَدُ اِلَى سَطْح به حمل ثَقِيل وَ كَرَاهُ مِأَةَ اَلْفَ دِينَار يَثْقُلُ عَلَيْهِ؟ اَكْتَرَيْتُ أَنَا به کلِّ مَسْأَلَة بِأَكْثَرَ مِنْ مِلِْ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤًا فَأحْرَى اَنْ لا يَثْقُلَ عَلَىَّ. بحارالانوار: ج ٢، ص ٣. لئالى الاخبار: ج ٢، ص ٢٥٤. تفسير امام عسكرى(عليهالسلام): ص ٣٤٠. محجة البيضاء: ج ١، ص ٣٠.