جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩ - فاطمه، طلايه دار شفاعت
اما در ميان تمام شفاعتگران روز قيامت، نام فاطمه زهرا(عليها السلام)همچون خورشيدى رخشان ميدرخشد؛ چرا كه روايات معتبر بسيارى[١] از جانب رسول خدا و ائمه اطهار(عليهم السلام)، شفاعت بىنظيرى را براى آن جناب وعده ميدهند؛ شفاعتى چنان گسترده كه نه تنها محبان آن حضرت و دوستداران ذريه او را شامل ميشود، بلكه تمام محبتورزان به دوستان يا دوستانِ دوستان او را نيز در برميگيرد.
در اين مقام، به ذكر خلاصه مضمون چند حديث شريف، كه ترسيمنُماى شفاعت فراگير آن حضرت در عرصه قيامت ميباشد، تبرك و تيمن ميجوييم:
١. ... در آن هنگامه پرغوغا و پردغدغه بهناگاه ندايى عرشلرزان از جانب جبرائيل همه صداها و همهمهها را فرو مينشاند:غَضُّوا اَبْصارَكُمْ حَتّى تجوزَ فاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّد؛ چشمهايتان را فرو افكنيد تا فاطمه، دختر محمّد، عبور نمايد.
در پى اين ندا، هيچ پيمبرى، هيچ صدّيقى و هيچ شهيدى، باقى نميماند مگر آن كه چشمانشان را، از روى احترام، فروميافكنند .
ناقه فاطمه، با هدايت جبرائيل، از عرصه محشر ميگذرد تا اين كه در مقابل عرش پروردگار قرار ميگيرد. فاطمه، از ناقه فروميآيد و زبان به تظلمخواهى ميگشايد.
در پى تظلمخواهى فاطمه، ندايى از جانب خداوند جلّ جلاله فرا ميرسد كه: يا حَبيبَتى! سَلينى تُعْطَىْ، و اشْفَعى تَشَفَّعى، فَوَ عِزَّتى وَ جَلالى لَاُجازيَنَّ ظُلْمَ كُلِّ ظالم؛ اى حبيبه من! و اِى دختر حبيب من! بخواه كه هر چه خواهى عطا ميشود، شفاعت نما كه هر كه را شفاعت نمايى پذيرفته ميشود. به عزّت و جلالم سوگند كه ستمگرى هر ستمكارى را خودم مجازات ميدهم.
پس، فاطمه عرضه ميدارد: اِلهى وَسَيِّدى! ذُرِيّتى وَ شيعَتى و شيعةُ ذُرّيَّتى و مُحِبّى و مُحِبِّ ذُرّيَّتى؛ پروردگار و سرور من! فرزندانم و پيروانم و پيروان فرزندانم و دوستدارانم و دوستداران فرزندانم.
در پى درخواست فاطمه، از جانب خداوند رحمان، خطاب ميرسد كه: اَيْنَ ذُرّيَّةُ فاطِمَةَ وَ شيعَتُها، و مُحِبُّوها و مُحِبُّوا ذُرّيَّتِها؟ كجايند فرزندان فاطمه و پيروان ايشان؟ كجايند دوستداران فاطمه و دوستداران فرزندان او؟
١. ر.ك بحارالانوار: ج ٤٣، ص ٢١٩ تا ٢٢٧.