جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦ - فاطمه، حقيقتى يگانه
گوهرى در وجود اين انسان به وديعت نهادهام كه ميتواند او را به مقامي برساند كه شما فرشتگان مقرب به خدمتگزارى او مباهات ورزيد؛ البته اگر قدر اين گوهر را بداند و آن استعداد را به فعليت رساند. اى فرشتگان! اگر شما مظهر سبحانيت و قدوسيت من گشتهايد و از اسماى من، دو اسم سبوح و قدوس در وجودتان ظهور يافته است، آدمى با اختيار خويش ميتواند جميع اسما و صفات مرا به ظهور رساند. و آن گاه همه اسما را به آدم تعليم داد؛ عَلَّمَ أَدَمَ الْأَسْمَآءَ کلها.[١]
آيات نامبردار، دربردارنده اين پيام است كه: اى انسان! قدر خود را بدان و خويشتن را همرديف چهارپايان قرار مده! تو براى خوردن و آشاميدن آفريده نشدهاى. تو براى نفسچرانى و شهوتبارگى آفريده نشدهاى. تو براى فريفتگى در مقابل زرق و برق دنيا خلق نشدهاى. تو براى دلسپارى به مظاهر دنيا بدين سرا نيامدهاى. تو آمدهاى تا خليفة اللّه شوى. خلق شدهاى تا جلوهنماى جميع اسما و صفات الهى گردى. چنان استعداد بىهمتايى در وجودت به وديعت نهادهام كه ميتواند تو را به والاترين كمالات رساند. تو آفريدهشدهاى تا با انتخاب راه بندگى و عبوديت من، اين استعداد بىنظير را به فعليت رسانى و وجودت را به اوج كمال نايل گردانى.
آرى، به انسان ظرفيت، استعداد و توانى عطا شده است كه ميتواند وجود خويش را از نازلترين مراتب جلوهگرى جمال و جلال الهى، لحظه به لحظه ارتقا بخشد و آن را به عاليترين مراتب جلوهنمايى حق، واصل گردانيده، آيينه تمامنماى اسما و صفات خدايى گرداند.
آدمى، آن هنگام كه از خوديت و نفسانيت گذشت و قدم در مسير بندگى و عبوديت گذاشت، وقتى كه از خودپرستى رهيد و به خداپرستى رسيد، آن هنگام كه قدم بر خود نهاد و اختيارش را به خدا وانهاد، تجلى و ظهور صفات الهى در وجودش آغاز ميشود و لحظه به لحظه، به تناسب مرتبه بندگىاش، فزونى ميگيرد.
١. بقره (٢): ٣١.