جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - الف) دقّت در متن حديث
آرى فاطمه، پرورشيافته رسول بود و درس سادهزيستي و وارستگى از مظاهر دنيا را از آن اسوه حسنه فرا گرفته بود. گزارش تاريخى ذيل گواه اين مدعاست:
عادت پيامبر چنان بود كه سفرهايش را با ديدار فاطمه شروع و ختم ميکرد. در يكى از اين سفرها، فاطمه به يُمن قُدوم پدر و همسر، براى خود دستبندى از نقره، دو گوشواره و يك گردنبند فراهم آورد و پردهاي رنگين بر خانه آويخت. پيامبر طبق عادت هميشگى ابتدا به خانه فاطمه وارد شد؛ اما پس از توقف كوتاهى در حالى كه آثار گرفتگى و ناراحتى در چهرهاش هويدا بود از منزل فاطمه خارج و روانه مسجد شد. فاطمه كه با كياست خويش، علت ناراحتى پدر را دريافته بود، بلافاصله پرده را باز كرد و به همراه زيورآلات نزد پيامبر فرستاد و پيغام داد كه: دخترت، سلام ميرساند و ميگويد: اينها را در راه خداوند به مصرف برسان. پيامبر، آنها را تحويل گرفت و فرمود: پدرش به فدايش باد! پدرش به فدايش باد! پدرش به فدايش باد! آل محمد را با دنيا چه كار؟! ايشان نه براى دنيا، كه براى آخرت آفريده شدهاند؛ هرچند تمام دنيا به خاطر ايشان آفريده شده است. اگر دنيا به اندازه بال پشهاي نزد خداوند ارزش ميداشت، جرعهاي از آب آن را به هيچ كافرى نمينوشانيد[١] و آنگاه برخاست و به سوى فاطمه شتافت.
ازدواج خجسته فاطمه زهرا با علىّ مرتضى(عليهالسلام)، به گواهى تمام تاريخنگاران اسلامى، در اوج سادگى و بيپيرايگي برگزار گرديد؛ با جهيزيهاي اندك، با ميهمانى و اطعامى عمومى، در خانهاي اجارهاى و بعدها در خانهاي كوچك و بيپيرايه در جوار مسجد پيامبر.
فاطمه به همراهى على، زندگانى خويش را وقف خداوند و رضايت او كرده بود و از
[١] قال رسولالله(صلى الله عليه وآله): «قَدْ جُعِلَتْ فِدَاهَا اَبُوهَا (ثَلاَثَ مَرَّات) مَا لِآلِ مُحَمَّد وَ لِلدُّنْيَا فَاِنَّهُمْ خُلِقُوا لِلْآخِرَةِ وَ خُلِقَتِ الدُّنْيَا لَهُمْ» و به روايتى ديگر: «جُعِلَتْ فِدَاهَا اَبُوهَا ثَلَاثَ مَرَّات لَيْسَتِ الدُّنْيَا مِنْ مُحَمَّد وَ لَا مِنْ آلِ مُحَمَّد وَلَوْ كَانَتِ الدُّنْيَا تَعْدِلُ عِنْدَاللَّهِ مِن الْخَيْرِ جَنَاحَ بَعُوضَة مَا أَسْقَى فِيهَا كَافِرًا شَرْبَةَ مَاء، ثُمَّ قَامَ فَدَخَلَ عَلَيْها». بحارالانوار: ج ٤٣، ص ٢٠، روايت ٧ و نيز ص ٨٦.