جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣ - مقدمه
خرد آنگه تواند مدح او گفت *** كه ره جويد به ذات پاك داور
وجودش، اصل خلقت راست مقصود *** نُمودش، ذات بىچون راست مظهر.[١]
آرى، فاطمه «مجهولة القدر» است؛ همانگونه كه «مخفيّة القبر» است.[٢] منزلت و قدر او مجهول و نهان است، همانسان كه تربت و قبر او مخفى و پنهان است. او، از آنروى فاطمه ناميده شده است كه مردمان از شناخت حقيقت او بسى جدا افتاده و دور ماندهاند؛ اِنَّما سُمِّيَتْ فاطِمَة، لِاَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِها.[٣]
بارى، مقصود اين نوشتار، تنها عرض ادب و ارادت به پيشگاه پرعظمت حضرت صدّيقه طاهره(عليها السلام) ميباشد و بس؛ وگرنه برترين پايههاى انديشه بشرى از رسيدن به ستيغ رفيع مقام معنوىاش بسى ناتوان و زيباترين كلمات در توصيف شأن والايش، بسى نارساست:
ما را كجُا به كوى تو ممكن بود وصول *** كانجا خيال را نَبُود قدرت نزول
در وصف ذات پاك و كرامات بىحدت *** گرديده نطق، الكن و حيران شود عقول.[٤]
قم المقدسة
محمدباقر حيدرى
١. شعر از محمدحسين ميرزانادرى، معروف به «اميرالشعراء». مناقب فاطمي در شعر فارسى،احمد احمدى بيرجندى: ص ٥٦.
٢. المخفيّة قَبْرُها، المجهولةُ قدرُها.
٣. محمدحسين غروى اصفهانى، ديوان: ص ٣٩.
٤. شعر از ميرزا محمد محيط قمي، ملقب به «شمس الفصحا». مناقب فاطمي در شعر فارسى: ص ٧٨.