جامى از زلال كوثر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - زهرا در جلوگاه وارستگى
اين روى هر آنچه به دست ميآورد ـ حتى جهيزيه خويش را ـ در راه خدا انفاق ميکرد. روزى سلمان فارسى فاطمه را با چادرى ساده و پر وصله از ليف خرما ميبيند كه به ديدار پدر ميرفت. تعجب ميکند و گريهکنان ميگويد: غم و اندوه بر ما باد! دختران پادشاهان ايران و روم بر تختهاي طلا مينشينند و پارچههاي زربفت و حرير به تن ميکنند و اين دختر محمد است كه چادرى ساده با دوازده وصله بر سر دارد.
وقتى فاطمه به خدمت پدر ميرسد، شگفتى سلمان را مطرح ميکند: اى رسول خدا! سلمان از سادگى لباس من تعجب ميکند. سوگند به خدايى كه تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است كه فرش خانه ما پوست گوسفندى است كه روزها شترمان بر روى آن علف ميخورد و شبها روى آن ميخوابيم و بالش ما پوستى است پر شده از ليف خرما. آنگاه رسول خدا به سلمان فرمود: همانا دخترم در زمره سبقت گيرندگان به سوى خداست.[١]
در زمين، فرش و سرِ كنگره عرش بساط *** خانه در خاك و سرِ طارُم قدّوس، حَرَم
پوست در بستر و بيتالشّرفت خلد برين *** خشت زير سر و بر فرق مَه و مهر قَدَم.[٢]
البته چنانكه در بخش پيشين متذكر شديم، آنچه در اسوهپذيري از سيره فاطمه(عليها السلام) در وراى شكل و قالب رفتار، مهم و ضرورى است، درك پيام و روحِ رفتارها و الگوپذيرى از سيره ايشان ميباشد. پيام و روح سيره فاطمه، وارستگى از دنيا و سادهزيستي است؛ روحى كه در هر زمان و مكان ميتواند در كالبد زندگانى انسان دميده شود. فاطمه با سيره خويش درس رهايى از دنيا و دل سپردن به خدا ميدهد و به همگان ميفهماند كه سادهزيستي نه ويژه زمان فقر و نادارى، بلكه فضيلتى است كه در تمام طول زندگانى، چه در زمان دارايى و چه هنگام نادارى، زمينهساز آرامش فكرى، موفقيت در بندگى و تقرب به خداست. اين اسوه حسنه با رفتار خويش به جهانيان اعلام ميدارد كه
[١] قَالت فَاطِمَة(عليها السلام): يَا رَسُولَ اللَّه إِنَّ سَلْمانَ تَعَجَّبَ مِنْ لِبَاسِى، فَوَالَّذِى بَعَثَكَ بِالْحَقِّ مالِىَ وَ لِعَلىّ مُنْذُ خَمْسِ سِنِينَ إِلّا مَسْكُ كَبْش تَعَلَّفَ عَلَيْهَا بِالنَّهَارِ بَعِيرُنَا و اِذَا كَانَ اللَّيْلُ اِفْتَرَشْنَاهُ و إِنَّ مِرْفَقَتَنَا لِمَنْأَدْم حَشْوُهَا لِيفٌ». فَقَالَ النَّبِى(صلى الله عليه وآله): يَا سَلْمَانَ! إِنَّ ابْنَتِى لَفِى الْخَيْلِ السَّوَابِق.
بحارالانوار: ج ٤٣، ص ٨٨. تفسير البرهان: ج ٢، ص ٣٤٦. رياحين الشريعة: ج ١، ص ١٤٨.
[٢] شعر از مرحوم ميرزا آقا بزرگ قمى (شاطر)، اختران ادب: ص ٨٢.