حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥٥
رَبَّ الْعَالَمِین[٥٠٢]؛
کارِ آنها همچو شیطان است که به انسان گفت: «کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم)!» اما هنگامی که کافر شد، گفت: «من از تو بیزارم. من از خداوندی که پروردگار عالمیان است، بیم دارم!»
امام سجاد٧ نیز اشاره دارد که شیطان پس از سرزنش، از انسان و گناهش بیزاری میجوید: «تَوَلَّی الْبَرَاءَةَ مِنِّی»[٥٠٣]؛ از من بیزاری جست.
شیطان که تاکنون به دنبال وسوسه و فریب بنده و جلب اعتمادش بود، زبان به سرزنش گشوده و از او بیزاری میجوید؛ به انسان القا میکند که خود دچار این ضلالت شده و شیطان اثری در این گناهش نداشته است. او به انسان مینمایاند که خلقتش با گناه سرشته شده و شیطان سهمی در گمراهیاش ندارد. نتیجۀ برائتش از گناهان انسان، ترغیبی نو به گناه و ناامیدی جدیدی از خداوند است.
شیطان گاه به صورت عملی، برائت خود را از انسان نشان داده و پس از سرزنش و برائت لفظی از انسانِ فریبخورده، او را در گناه خود و خشم الهی تنها میگذارد: «و أَدْبَرَ مُوَلِّیاً عَنِّی»[٥٠٤]؛ و به من پشت کرده، به راه افتاد.
امام سجاد٧ در جملاتی، تلاش بندگان برای نزدیک شدن به خدا و تلاش شیطان را برای زمینگیر کردنشان به تصویر کشیده است. شیطان، بندگان را با انجام معصیت از خدا دور و هنگام فرار از گناهان و پناه بردن به سوی خدا، متوقف میسازد:
فَأَوْقَعَنِی وَ قَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ وَ کَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِیَةٍ حَتَّی إِذَا قَارَفْتُ مَعْصِیَتَکَ وَ اسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْیِی سَخْطَتَکَ... فَأَصْحَرَنِی لِغَضَبِکَ فَرِیداً وَ أَخْرَجَنِی إِلَی فِنَاءِ نَقِمَتِکَ طَرِیدا[٥٠٥]؛
پس در حالی که از گناهان خُردِ هلاککننده و از کارهای بزرگِ تباهسازنده، به سوی تو میگریختم، مرا به زمین زد تا به نافرمانیِ تو نزدیک شدم، و به بدیِ کردارم، خشم تو را سزاوار گشتم... پس مرا در بیابان گمراهی برای خشمت تنها گذاشت و به درگاه انتقام کیفر تو، [به حالت] راندهشده وارد ساخت.
[٥٠٢]. حشر، آیۀ ١٦ و نیز ر.ک: ابراهیم، آیۀ ٤٢؛ انفال، آیۀ ٤٨؛ ابراهیم، آیۀ ٢٢.
[٥٠٣]. صحیفۀ سجادیه، دعای ٣٢، ص١٤٨.
[٥٠٤]. همان، دعای ٣٢، ص١٤٨.
[٥٠٥]. همان.