حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧١ - خاستگاه رواییِ شرایط راوی در ارزشگذاری رجالیان کهن
فراهم سازد.
ج) مبنای «اعتماد درونمذهبی بر حدیث راوی»
عقل و روایات معصومان:، خاستگاه ضوابط تأیید و یا تضعیف راوی است. این ضوابط به اعتماد و یا عدم اعتماد به راوی میانجامد. محدثان، روایتِ ناقلی را میپذیرند که بتوان به حدیثش اعتماد کرد. اگر نتوان به روایت فرد اعتماد کرد، او از ضعف برخوردار است و روایتش نیز پذیرفته نیست. به عبارت دیگر، آنان به دنبال اعتمادی هستند که منجر به اعتماد بر حدیث وی شود. گاه راوی به دلایلی دارای ضعف است، اما کتاب یا روایتش قابل اعتماد است؛ از این رو، آنچه در نهایت بدان عمل میشود، «اعتماد به روایت راوی» است. این بدان معنا نیست که برای رجالیان متقدم، ضعف راوی اهمیت نداشته باشد، چه اینکه ضعف راوی، کلی مُشَکَّک بوده و شدت و ضعفپذیر است. گاهی ضعف راوی چندان فزونی مییابد که به «سلب اعتماد» منجر میشود؛ در این صورت، وی جرح میشود و روایاتش پذیرفته نیست. غالیان یا دروغگویان، کسانی هستند که ضعف آنها مخل جدّی اعتماد است، به گونهای که کلّ روایات ایشان فاقد حجیت است. گاهی نیز ضعف راوی به «نقص اعتماد» میانجامد. این کاستیِ اعتماد، سبب سلب اعتماد نیست، بلکه بخشی از اعتماد را زایل میکند؛ در این صورت با ضوابطی که پیشینیان بدان پایبند بودند، به بخشی از روایات ایشان عمل میشود.
طوسی اصرار دارد که سیرۀ متقدمان از
عصر قدیم تا زمان خودش را اینگونه
به تصویر کشد که آنان بین رجال ناقلِ روایات، تمییز
میدادند و ضعفا را از ثقات
جدا میکردند. به تعبیر وی: «و فَرَّقوا بین من یُعتَمَدُ
علی حدیثه و روایته و بین
من لا یُعتَمَدُ علی خبره»؛ و بین کسانی که بر
روایتشان اعتماد میشود و بین آنان
که به خبر ایشان اعتماد نمیشود، فرق میگذاشتند. او آنگاه به
مصادیق ضعف اشاره میکند و میگوید:
آنها به مذمت راوی روی آورده و گفتهاند: فلانی در حدیث کردنش متهم است، و فلانی کذّاب و فلانی مخلّط و فلانی مخالف در مذهب و اعتقاد و فلانی واقفی و فلانی فطحی، و غیر از آن از طعنهایی که آنها یاد کردهاند و در این زمینه کتابها نگاشتهاند و گاه در کتابهای فهارس، راویای را از جمله کسانی که