حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٥ - خاستگاه رواییِ شرایط راوی در ارزشگذاری رجالیان کهن
دایرۀ اندیشۀ امامیه است.[٢٤١]
اعتماد به راوی، این معنا را میرساند که میتوان به نقل وی و حدیث او اعتماد کرد؛ اما چگونگی اثبات این اعتماد، برخاسته از شرایط راوی است. این شرایط چنانچه گذشت، برخاسته از دلایل شرعی است. ادلۀ شرعیه در این زمینه عبارتند از: «الایمان و الصدق و السداد»[٢٤٢]؛ ایمان، راستگویی و استواری در نقل. اگر راوی به امامت ائمه دوازدهگانه: مؤمن باشد، دارای ایمان است. این شرط را میتوان از روایات متعدد دریافت. و چنانچه تحرز از کذب داشته باشد، راستگو و صادق در دامنۀ شرع به حساب میآید. و مقصود از سداد و استواری در نقل، دقت در روایتگری است که در دانش درایه از آن به «ضبط» یاد میشود. قدما به چنین فردی «ثقه» گفته و به حدیث وی اعتماد میکردند، و در مقابل ثقه، واژۀ «ضعیف» به کار برده میشد. ضعفِ مطلق در راوی، وقتی است که وی فاقد جمیع این شروط سهگانه باشد. و اگر راوی مؤمن، صادق و ضابط نباشد، او را مطلق و بدون هیچ قیدی «ضعیف» خوانند و چنین فردی شایستۀ «طعن» است.[٢٤٣] و اگر راوی برخی از شروط را نداشته باشد، به همان میزان ضعیف شمرده شده و ضعف وی مقید میشود. ثقه در دین، یعنی امامی و ضعیف در دین، یعنی غیرامامی. ثقه در روایت، یعنی راستگو در نقل و ضعیف در روایت، یعنی دروغگو و ناقل غیرواقع. ثقه در حدیث، یعنی ضابط در نقل روایت و ضعیف در حدیث، یعنی فاقد ضبط در روایت. چنین قیودی در کتابهای رجالیِ متقدمان بسیار مشاهده میشود.[٢٤٤]
نتیجهگیری
اکنون که مبانی ثبوتی متقدمان در تضعیف و جرح راویان آشکار شد، میتوان گفت با معیارهایی اثباتی میشود شیوۀ قدما را بازشناخت. باید توجه داشت که رجالیان در شناسایی راوی، به دنبال توانایی و توانمندی راوی در نقل روایت هستند؛ اگر راوی در
[٢٤١]. همان، ص١٩٧.
[٢٤٢]. مقدمه کتاب ابنغضائری، ص٢٣.
[٢٤٣]. مانند: طعن اصحابنا فیه، طُعِنَ علیه، طُعِنَ فی عدالته، طُعِنَ علیه بالغلو، طُعِنَ علیه بفساد مذهبه، الطعن فی مذهبه لا فی نفسه، طعن القمییون فیه، الطعن فیه لا فی من أخذَ عنه و... .
[٢٤٤]. مقدمۀ کتاب ابنغضائری، ص٢٣.