امامت حضرت مهدى (عج) در اعتقاد ما - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٣٥
امامت حضرت مهدى (عج) (١) (سابقه تاريخى اعتقاد به آن حضرت)
در درسهاى پيش با حضرت مهدى (عج) و ويژگيهاى ايشان آشنا گشته و يادآور شديم كه او آخرين حجت الهى است كه امامت و جانشينى پيامبر (ص) به وى ختم مىشود.
اكنون بايد امامت آن حضرت را از راههاى گوناگون مطالعه و بررسى كنيم تا در زمينه امامت ايشان به دلايلى روشن دست يابيم. در اين باره نخست سابقه تاريخى عقيده به حضرت مهدى (عج) را بررسى مىكنيم تا با اثبات سابقه ديرينه و كهن اين اعتقاد در ميان امت اسلامى، اين نتيجه را بگيريم كه مىبايست شخص پيامبر اكرم (ص) بنيانگذار اين عقيده در ميان امّتش باشد و گرنه امكان ندارد انديشه و اعتقادى اين چنين فراگير در طول تاريخ، بدون دخالت پيامبر (ص) در ميان امت اسلامى شكل بگيرد.
بررسى سابقه تاريخى عقيده به مهدويت، چنان نتيجه روشنى در اثبات امامت حضرت مهدى (عج) دارد كه اگر از پيامبر (ص) و اهل بيتش هيچ گونه حديث و روايتى هم در مورد حضرت مهدى (عج) به ما نمىرسيد، كافى بود كه ما امامت حضرتش را بپذيريم و بدان معتقد گرديم؛ زيرا مىبينيم در ميان امتى كه افكار و اعتقاداتش را از پيامبر (ص) و قرآن كريم اقتباس كرده، كمتر موضوعى است كه به اندازه عقيده به مهدى موعود (ع) از قطعيت و سابقه ديرينه برخوردار باشد و از آنجا كه معتقد كردن مردم و جامعه نسبت به موضوعى، تنها با چند مورد بيان و گفتار انجام نمىگيرد بلكه بايد در مناسبتهاى مختلف بطور مكرر به مردم گوشزد شود تا به صورت يك عقيده ريشهدار در دلها جاى گيرد، روشن مىشود كه معمار انديشه مهدويت و ظهور حضرت مهدى (عج)