نهضت انتظار و انقلاب اسلامىسطح(3) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٢
همگان نيز پيام داده است؛ انَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْاحْسانِ وَ ايتاءِ ذِى الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْىِ ... (نحل: ٩٠)
خداوند به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم بازمىدارد.
پس وضع موجود جهان، نه خواست وجدان و فطرت آدمى است و نه به امضاى شرع و عقل رسيده است. مسبب اصلى آن نيز، انسانهاى منحرفى هستند كه هم وجدان و فطرت را زير پا گذاشتهاند و هم دستورات عقل و شرع را نديده گرفتهاند؛ ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ ايْدِى النَّاسِ ... (روم: ٤١)
به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است.
چاره چيست؟
به نظر مىرسد بشر از باز كردن كلاف سر در گم زندگى خويش ناتوان شده و نمىتواند به راه حل منطقى و عملى براى حل اين مشكل، نايل شود؛ چرا كه نظام سلطه جهانى چه در زمان دو قطبى بودن و جنگ سرد و چه پس از فروپاشى شوروى، نه تنها به منافع نژادپرستانه و خودخواهانه خود انديشيده است و اصولًا نتوانسته و يا نخواستهاند كه به صلح و آرامش همگانى و زندگى مسالمتآميز بينديشند. طرح «نظم نوين جهانى» مطرح شده از سوى غرب (امريكا) نيز فريبى بيش نيست؛