آمريكا و گفتمان استكبارى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥
مدرن همان خير مطلق و دنياى غيرمدرن همان شر مطلق مىباشد و در رويارويى ميان اين دو، دنياى مدرن است كه به پيروزى مىرسد و ليبرال دمكراسى بهعنوان آرمانشهر مدرنيته جايگزين مدلهاى قبلى مىشود. «١» ح- نظامىگرى: در استعمار فرانو استعمارگران براى پياده كردن ارزشهاى مبتنى بر ليبرال دمكراسى و جهان شمولى «دمكراتيك گلوباليسم» و ارزشهاى آن، درصورت لزوم بهصورت يك جانبه از زور و اجبار و قوه قهريه استفاده خواهند كرد. نو محافظه كاران دولت جرج بوش دوم، چنين روشى را به رئيس جمهور پيشنهاد كردند. «٢» و- احياى افكار روشن فكرى اروپا و غرب.
ى- تشكيل سازمانهاى غير دولتى) N. G. O (كه وراى كنترل دولت و در سطح ملى، بخصوص با پشتيبانى مالى غرب، زير بناى اجتماعى و فرهنگى جامعه را متحول سازند و ارزشهاى حاكم بر آن را به ضد ارزشها تبديل نمايند و يا جامعه را نسبت به آنها بىتفاوت كنند.
نقش آمريكا در استعمار فرا نو آمريكا محور استعمار فرا نو بوده و طرح نظم نوين جهانى كه در مباحث آتى به آن خواهيم پرداخت، تضمين كننده اين