سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢

از نيروهاى انقلابى مصر در رأس نيروهايى كه از مصر در اعتراض به عثمان به مدينه آمدند، چهار نفر قرار داشتند.
١. عمروبن حَمِق خزاعى ٣. سودان بن حمران مرادى‌ ٢. عبدالرحمن بن عُدَيس بَلَوى ٤. ابن بَيّاع‌ مردم نيروهاى مصرى را سپاه عمرو بن حمق مى‌ناميدند. «١» عثمان در نامه ديگرى كه به دست انقلابيون افتاد نوشته بود:
«وقتى عبدالرحمن بن عديس نزد تو آمد صد تازيانه به او بزن و سرو ريشش را بتراش و او را زندانى كن تا دستور ثانوى من به تو برسد. و نسبت به عمروبن حمق و سودان بن حمران و عروة بن نباع نيز چنين كن.» «٢» عشق او به على (ع)
عمرو سراپا عاشق و شيفته و دلباخته اميرمؤمنان على عليه‌السّلام بود، و از صميم قلب به آن حضرت عشق مى‌ورزيد. اين علاقه به حدى بود كه عمرو را پيرو مطلق و سخت كوشى در برابر رهبر خود قرار داده بود. روزى عمرو در صفين براى اظهار اين احساس پاك به آن حضرت چنين گفت:
«اى امير مؤمنان! به خدا سوگند من بر پايه خويشاوندى باتو بيعت نكرده‌ام، و نه چشم طمع به مال و ثروتى دارم كه ازتو به دست آورم و نه انتظار دريافت مقام و منصبى از سوى تو دارم. بلكه انگيزه من در بيعت با تو و عشق به تو پنج امتيازى است كه در تو وجود دارد.
اوّل اينكه تو عموزاده رسول خدا صلى الله عليه و آله هستى.
دوّم اينكه تو نخستين كسى هستى كه به آن حضرت ايمان آوردى.