سرداران صدر اسلام(ج3)

سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣

«اگر امروز كار هاشم رايكسره نكنم زندگى برايم لذت نخواهد داشت.
همانى كه مرا در بدترين شرايط و طافت فرساترين گرفتاريها قرار داد.
همانيكه به ناحق شرافت مرا لگد كوب مى‌كند.
او حتّى اگر از دست من جان سالم بدر برد.
لااقل ازمن ضربتى خواهد خورد.
كه تا هنگامِ زخم آن با او باشد.» عمرو با اين تهديدها و رجز خوانى‌ها، اسب خود را به طرف هاشم دوانيد. هاشم نيز پيشدستى كرد و بر او يورش برد، واشعارى بدين مضمون در پاسخ عمرو سرود:
«اگر امروز باعمرو برخورد مناسب نداشته باشم.
ديگر ادامه حيات براى من ثمرى نخواهد داشت.
همانيكه شيوه پستى و خيانت را در پيش گرفته.
اى عمرو، من بايد كار تور را يكسره كنم.
مگر اينكه خداوند نظر ديگرى داشته باشد.
و تواى نَفْس هاشم دراين امر استقامت نما و صبر پيشه كن و جزع و فزع مكن.» سپس درگيرى سختى ميان دو طرف در گرفت، و عمرو عاص احساس ناتوانى كرد و فوراً نيروهاى تحت امر خود را به عقب كشانيد، و هيچ امتيازى به دست نياورد. معاويه، نيز از اين پيش آمد بسيار غمگين و متأثر شد. «١» هاشم، حمزه لشكر على (ع)
پس از آنكه سپاه شام متحمّل تلفات و ضايعات سنگينى از لشكر