سرداران صدر اسلام(ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
يكى از ياران او گفت: كمى درنگ كن وتعجيل مكن، هاشم درپاسخ او اشعارى حماسى سروده و چنين گفت:
به من بسى طعنه زدند و كم نگفتند.
ولى من آنم كه جان به خدا فروختهام و سستى نمىورزم.
يك چشمى كه براى خود اعتبارى مىجويد.
ناگزير است يا دشمن را شكست دهد و يا خود از پاى در آيد.
او چندان زيسته كه دلش از زندگى به تنگ آمده.
اينك با نيزه بر آنان مىتازم و سخت آنها را مىرانم.
همراه با پسر عم پيامبر بزرگوار.
آنكه پيامبر او را سرآغاز هدايت قرار داد.
نخستين كسى كه به او ايمان آورد و نماز كرد.
و با كا فران چندان جنگيد كه نابودشان كرد.» «١» هاشم به فنون نظامى و جنگى تسلط كامل داشت، و از تجربه و مهارت خاصى برخوردار بود، بطوريكه با تردستى ويژهاى پيشروى مىكرد، و تدريجاً مواضع دشمن را تسخير مىنمود. او آنچنان با مهارت به پيش مىرفت، كه عمروعاص را مرعوب نمود بطورى كه به اطرافيان خود گفت:
«گويا مىبينم اين پرچمدار امروز كارى صورت دهد، و اگر بر همين روال پيش رود، تمامى عرب (لشكر شام) را به هلاكت و نابودى مىكشاند» در اينحال هاشم شديداً مقاومت مىكرد، و به تهاجم خود ادامه مىداد، وعمّار نيز در مقام تشويق هاشم و يارانش با صداى رسا مىگفت: اى بندگان خدا صبر كنيد زيرا كه بهشت در زير اين پرچمهاست. همچنين عمار پيوسته با