آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٤ - فصل ششم در غسل است و آداب قلبيّهء آن
نفس را كه فانى در طبيعت شده بود و به غرور شيطان مبتلا شده بود .
پس ، آداب قلبيّهء آن آن است كه سالك إلى اللَّه در وقت غسل وقوف به تطهير ظاهر و غسل بدن ، كه قشر ادنى و حظَّ دنيا است ، نكند و توجّه به جنابت باطن قلب و سرّ روح كند و غسل از آن را لازمتر شناسد ، پس ، از غلبهء نفس بهيميّه و شأن حيوانى بر نفس انسانيّه و شئون رحمانى بپرهيزد و از رجز شيطان و غرور او توبه كند ، و باطن روح را ، كه نفخهء الهيّه است و با نفس رحمانى در او منفوخ شده ، از حظوظ شيطانى ، كه توجّه به غير كه اصل شجرهء منهيّه است [ مىباشد ] تطهير كند تا لايق جنّت پدرش ، آدم عليه السلام گردد ، و بداند كه اكل از اين شجرهء طبيعت و اقبال به دنيا و توجّه به كثرت اصل اصول جنابت است . و تا طهارت از اين جنابت به انغماس يا تطهير تامّ به آب رحمت حقّ كه از ساق عرش رحمانى جارى است و خالص از تصرّف شيطانى است نكند ، لايق صلوة ، كه حقيقت معراج قرب است ، نشود ، فانّه لا صلوة الا بطهور . [١] و اشاره به آنچه ذكر شد فرموده در حديث شريف كه در وسايل از شيخ صدوق رضوان اللَّه عليه نقل نمايد . قال : و باسناده قال : جاء نفر من اليهود إلى رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم . فسئله اعلمهم عن مسائل ، و كان فيما سئله ان قال : لاىّ شيء امر اللَّه تعالى بالاغتسال من الجنابة ، و لم يأمر بالغسل من الغائط و البول . فقال رسول اللَّه ( ص ) : انّ آدم ( ع ) لمّا اكل من الشّجرة ، دبّ ذلك في عروقه و شعره و بشره . فاذا جامع الرّجل اهله ، خرج الماء من كلّ عرق و شعرة في جسده ، فاوجب اللَّه عزّ و جلّ على ذرّيّته الاغتسال من الجنابة إلى يوم القيامة . . . [١] الخبر .
[١] - « نماز نيست جز با طهارت . » وسائل الشيعة ، ج ١ ، ص ٢٦١ ، « كتاب الطَّهاره » ، « أبواب الوضوء » ، باب ٤ ، حديث ١ . .
[١] - « گروهى از يهود نزد رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله آمدند ، اعلم آنان پرسشهايى از آن حضرت كرد . از جمله پرسيد : براى چه خداوند تعالى به غسل از جنابت امر فرمود ولى بعد از غائط و بول به غسل امر نفرمود ؟ رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : چون آدم ( ع ) از درخت ( ممنوع ) خورد ، آن در رگها و پوست و موى او نفوذ كرد ، و چون مرد با همسرش در آميزد ، آب ( منى ) از همهء رگ و موى بدنش خارج