آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٥ - تنبيه ادبى
الوحدة مىباشد ، تا منتهى مىشود به اسماء باطنهء محضه كه اسم « مالك » از آنها است . پس ، در تجلَّى به مالكيّت ، كثرات عالم غيب و شهادت مضمحل شود و فناى كلَّى و حضور مطلق دست دهد . و چون از حجب كثرت به ظهور وحدت و سلطنت الهيّه تخلَّص يافت و به مشاهدهء حضوريّه نائل گرديد ، مخاطبهء حضوريه كند و ايّاك نعبد گويد .
پس تمام دايرهء سير سايرين نيز در سورهء شريفه مذكور است : از آخرين حجب عالم طبيعت تا رفع جميع حجب ظلمانيّه و نورانيّه و دست دادن حضور مطلق . و اين حضور قيامت كبراى سالك و قيام ساعت او است . و شايد در آيهء شريفهء فَصَعِقَ مَنْ في السَّمواتِ وَمَن الارضِ الا مَنْ شاءَ الله ٣٩ : ٦٨ [١] مقصود از « مستثنى » اين نوع از اهل سلوك باشد كه براى آنها قبل از نفخ صور كلَّى ، صعق و محو حاصل شده . و شايد يكى از محتملات فرمايش رسول خدا كه فرمودند : انا و السّاعة كهاتين [٢] - و جمع فرمودند بين دو سبّابهء شريفهء خود - همين معنى باشد .
تنبيه ادبى در تفاسير متداوله كه ديديم ، يا از آنها نقل شده ، « دين » را به معناى جزا و حساب دانستهاند . و در كتب لغت نيز به اين معنى ذكر شده ، و به قول شعراء عرب استشهاد شده مثل قول شاعر : و اعلم بانّك ما تدين تدان . [٣] و قول منسوب به شهل بن ربيعة : و لم يبق سوى العدوان ، دنّاهم كما دانوا . [٤] و
[١] - « . . . پس هر كس در آسمانها و زمين است مدهوش شود جز آن كه پروردگار تو بخواهد . » ( زمر ٦٨ ) .
[٢] - « من و قيامت همانند اين دو ( دو انگشت سبابه و وسط ) هستيم . » الاشيعثيّات ، ص ٢١٢ ، « باب ما يوجب الصبر » . بحار الانوار ، ج ٢ ، ص ٣٩ ، « كتاب العلم » ، حديث ٧٢ . از مجالس مفيد . .
[٣] - « و بدان همان طور كه كيفر مىدهى جزا داده مىشوى . » .
[٤] - « و جز دشمنى چيزى نماند ، كيفرشان داديم آنچنانكه آنها جزا دادند » . . ( فلمّا اصبح الشرّ و امسى و هو عريان - و لم يبق سوى العدوان دنّاهم كما دانوا ) - سهل بن شيبان . جامع الشواهد ، « باب الفاء مع اللام » ، ص ١٨٥ . .