آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥١ - فصل سوّم در صلوة معراج رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم وارد است
پس ، در مقام ركوع چون سالك را دعوى آن است كه در دار وجود علم و قدرت و حياة و اراده اى جز از حق نيست و اين دعوى بسيار بزرگ و مقام بسيار دقيقى است و از امثال ما اين دعاوى نشايد ، به باطن ذات بايد به درگاه مقدّس حقّ روى تضرّع و مسكنت و ذلَّت آوريم و عذر قصور و تقصير خواهيم ، و نقصان خود را به عين عيان و شهود وجدان دريابيم ، شايد كه از مقام مقدّس توجّهى و عنايتى شود و حال اضطرار اسباب دستگيرى ذات مقدّس شود - امَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ اذا دَعاه وَيَكْشِفُ السُّوء ٢٧ : ٦٢ . [١] فصل سوّم در صلوة معراج رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم وارد است كه پس از ركوع خطاب عزّت رسيد : فانظر إلى عرشى . قال رسول اللَّه . فنظرت إلى عظمة ذهبت لها نفسي و غشى علىّ ، فالهمت ان قلت : « سبحان ربّى العظيم و بحمده » لعظم ما رأيت . فلمّا قلت ذلك ، تجلَّى الغشى عنّى ، حتّى قلتها سبعا الهم ذلك ، فرجعت إلىّ نفسي كما كانت . . . [١] الحديث .
نظر كن اى عزيز به مقام عظمت سلوك سرور كلّ و هادى سبل صلَّى اللَّه عليه و آله ، كه در حال ركوع ، كه نظر به مادون خود است ، نور عرش را ببيند ، و چون نور عرش در نظر اولياء جلوهء ذات است بى مرآت ، تعيّن نفسي از بين برود و حالت غشوه و صعق دست دهد . پس ، ذات مقدّس به عنايات ازلى از آن وجود شريف دستگيرى فرمود ، و با الهام حبّى « تسبيح » و « تعظيم » و
[١] - پاورقى ١٠٧ . .
[١] - « . . . به عرش من بنگر . رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : پس به عظمتى نگريستم كه از ديدنش جانم بشد و بيهوش شدم . آن گاه پس از ديدن آن عظمت به من الهام شد و گفتم : سبحان ربّى العظيم و بحمده . ( منزّه است پروردگار بزرگ من و سپاس او راست . ) پس چون اين بگفتم از حالت غشوه به در آمدم . تا اينكه با الهامات پى در پى هفت بار آن را مىگفتم . پس به خود آمدم و به حال عادى خود بازگشتم . . . » . علل الشرائع ، ص ٣١٥ . بخشى از حديث « صلوة معراج » .