آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٤ - فائدة
« ذكرنى » و « حمدنى » معنى ندارد . و در احاديث معراج است كه مىفرمايد :
الآن وصلت ، فسمّ باسمى . [١] و از حالاتى كه براى ائمّهء هدى ( ع ) در مالِكِ يَوْم الدِّينِ ١ : ٤ وَايّاكَ نَعْبُدُ ١ : ٥ دست مىداد ، و تكرار كردن بعضى از آنها اين آيات را ، معلوم شود كه انشاء مىنمودند ، نه صرف قرائت بوده از قبيل اسمعيل يشهد ان لا اله الا اللَّه . [٢] و اختلاف مراتب نماز اهل اللَّه يكى از مهماتش همين اختلاف مراتب قرائت آنها است ، چنانچه به شمّه اى از آن سابقا اشارت رفت . و اين متحقّق نشود مگر آن كه قارى منشئ قرائت و اذكار باشد . و شواهد بر اين معنى بيش از اين است . بالجمله ، جواز انشاء اين معانى با كلام الهى بى اشكال است .
فائدة « عبادت » را اهل لغت به معناى غايت خضوع ، و تذلَّل دانستهاند ، و گفتهاند چون عبادت اعلى مراتب خضوع است ، پس لايق نيست مگر براى كسى كه اعلى مراتب وجود و كمال و اعظم مراتب نعم و احسان را دارد ، و از اين جهت عبادت غير حق شرك است . و شايد « عبادت » - كه در فارسى به معناى « پرستش » و « بندگى » است - در حقيقتش بيش از اين معنى كه گفتهاند مأخوذ باشد ، و آن عبارت است از خضوع براى خالق و خداوند . و از اين جهت ، اين طور از خضوع ملازم است با اتّخاذ معبود را اله و خداوند ، يا نظير و شبيه و مظهر او ، مثلا ، و از اين جهت ، عبادت غير حق تعالى شرك و كفر است . و اما مطلق خضوع بدون اين اعتقاد يا تجزّم به اين معنى - و لو تكلَّفا - و لو به غايت خضوع برسد اسباب كفر و شرك نمىشود ، گرچه بعضى انواع آن حرام باشد ، مثل پيشانى به خاك گذاشتن براى خضوع . و اين گرچه
[١] - « اينك رسيدى ، نام مرا ياد كن . » علل الشرائع ، ص ٣١٥ . از حديث « صلوة معراج » . .
[٢] - جمله اى است كه - بنا به روايت - امام صادق عليه السلام بر كفن فرزند خود اسماعيل نوشت و معروف است كه اخباريها ( كه جمود بر ظاهر روايات دارند ) عين اين جمله را بر كفن اموات خود مىنوشتند . . وسائل الشيعة ، « كتاب الطهارة » ، « أبواب التكفين » ، باب ٢٩ ، حديث ٢ . .