آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٩ - تحقيق عرفانى
تحقيق عرفانى بدان كه اهل ظاهر در نكتهء ذكر نعبد و نستعين به صيغهء متكلَّم مع الغير ، با آن كه عابد واحد است ، نكاتى گفتهاند .
از آن جمله آن كه عابد را حيله اى شرعيّه به نظر رسيده كه به وسيلهء آن عبادتش مقبول درگاه حق تعالى افتد . و آن ، آن است كه عبادت خود را در ضمن عبادت ساير مخلوق ، كه از جملهء آنها است كمّل از اولياء كه حقّ تعالى عبادت آنها را قبول مىفرمايد ، تقديم بارگاه قدس و دستگاه رحمت كند تا به اين وسيله عبادت او نيز ضمنا قبول شود ، زيرا كه از عادت كريم نيست كه تبعّض صفقه كند .
و از آن جمله آن كه چون تشريع نماز در اول امر به جماعت بوده از اين جهت به لفظ جمع ادا شده .
و ما در سرّ جملى اذان و اقامه نكته اى گفتيم كه از آن ، كشف اين سرّ تا اندازه اى مىشود . و آن آن است كه اذان اعلان قواى ملكيّه و ملكوتيّهء سالك است براى حضور در محضر ، و اقامه به پاداشتن آنها است در حضور . و چون سالك قواى ملكيّه و ملكوتيّهء خود را در محضر حاضر نمود و قلب كه پيشواى آنها است به سمت امامت به پاى خاست ف - قد قامت الصّلاة و المؤمن وحده جماعة ، [١] پس نعبد ١ : ٥ و نستعين ١ : ٥ و اهدنا ١ : ٦ ، تمام به واسطهء اين جمعيت حاضره در محضر قدس است . و در روايات و ادعيهء صادره از اهل بيت عصمت و طهارت ، كه سر چشمهء عرفان و شهودند ، اشاره به اين معنى شده است .
و وجه ديگر كه به نظر نويسنده مىرسد ، آن است كه چون سالك در الحمد للَّه جميع محامد و اثنيه را از هر حامد و ثنا جويى در ملك و ملكوت ، مقصور و مخصوص به ذات مقدّس حق نمود ، و نيز در مدارك ائمّهء برهان و
[١] - « مؤمن به تنهايى جماعت است . » وسائل الشيعة ، ج ٥ ، ص ٣٧٩ ، « كتاب الصّلوة » ، « أبواب صلوة الجماعة » ، باب ٤ ، حديث ٢ و ٥ . .