آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٥ - فصل پنجم اكنون كه رشتهء سخن بدينجا رسيد ناچارم از ذكر بعض درجات ديگر اخلاص به طورى كه مناسب اين مقام است
سند به حضرت موسى بن جعفر سلام اللَّه عليهما رساند انّه قال لبعض ولده : يا بنىّ ، عليك بالجدّ ، و لا تخرجنّ نفسك من حدّ التّقصير في عبادة اللَّه عزّ و جلّ و طاعته ، فانّ اللَّه لا يعبد حقّ عبادته . [١] و قال عليه السلام في حديث آخر : كلّ عمل تريد به اللَّه عزّ و جلّ فكن فيه مقصّرا عند نفسك ، فانّ النّاس كلَّهم في اعمالهم فيها بينهم و بين اللَّه مقصّرون الا من عصمه اللَّه عزّ و جلّ . [٢] و عنه عليه السلام : لا تستكثروا كثير الخير . [٣] و در صحيفهء كامله در وصف ملائكة اللَّه فرمايد : الَّذين يقولون اذا نظروا إلى جهنّم تزفر إلى اهل معصيتك : سبحانك ، ما عبدناك حقّ عبادتك . [٤] اى ضعيف ، جايى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه اعرف خلق اللَّه است و عمل او از همه كس نورانىتر و با عظمتتر است اعتراف به عجز و تقصير كند و ما عرفناك حقّ معرفتك و ما عبدناك حقّ عبادتك [٥] گويد و ائمّهء معصومين عليهم السلام آن طور در محضر مقدس اظهار قصور و تقصير
[١] - « امام موسى بن جعفر عليهما السلام به فرزندانش فرمود : پسركم ، بر توست كه ( در عبادت خدا ) بكوشى ، و هرگز خود را از تقصير در عبادت و طاعت خداى عزّ و جلّ مبرّا مدان ، كه همانا خدا آنچنانكه حقّ اوست عبادت نمىشود . » اصول كافى ، ج ٣ ، ص ١١٦ ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الاعتراف بالتقصير » ، حديث ١ . .
[٢] - « همان جناب عليه السلام فرمود : در هر كارى كه با آن خداوند عزّ و جلّ را اراده مىكنى ، در انجام آن ( آنچنانكه بايد ) خود را مقصر بدان كه همانا همهء مردم جز آن كس كه خداوند عزّ و جلّ مصونش بدارد در كارهايشان بين خود و خدا مقصرند . » منبع پيشين ، حديث ٤ . .
[٣] - « خير بسيار را زياد مشماريد . » ( عبادت و طاعت خدا هر چه هم زياد باشد اندك است . ) اصول كافى ، ج ٣ ، ص ٣٩٤ ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب استصغار الذّنب » ، حديث ٢ ، و ج ٤ ، ص ١٩٦ ، « باب محاسبة العمل » ، حديث ١٧ . .
[٤] - « چون كسانى به جهنم نظر كنند كه چگونه به سوى اهل معصيت تو مىخروشد ، گويند : تو منزهى ، ما تو را آنچنانكه حق عبادت توست عبادت نكرديم . » صحيفهء سجاديّه ، دعاى سوم . .
[٥] - « آنچنانكه حق شناخت توست تو را نشناختيم ، و آن گونه كه حق پرستيدن توست تو را نپرستيديم » . . مرآة العقول ، ج ٨ ، ص ١٤٦ ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب الشكر » . .