آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١١ - تنبيه عرفانى
مملكت نگنجد و دو رئيس در يك طايفه موجب فساد شود و دو كدخدا در يك ده اسباب اختلاف و كشاكش و نزاع شود ، و اگر در عالم نيز دو خدا بود ، فساد و تنازع و اختلاف و تشاجر مىشد ، و چون نيست ، اين اختلاف و نظام سماوات و ارض محفوظ است ، پس ، مدبّر عالم يكى است . و متكلَّمين از آن استفادهء برهان تمانع كنند . و فلاسفه و حكماء از آن برهان متين حكمى اقامه كنند از راه الواحد لا يصدر منه الا الواحد ، و الواحد لا يصدر الا من الواحد . [١] و اهل معرفت نيز از راه آن كه عالم مرآت ظهور و مجلاى تجلَّى حقّ است ، به طور ديگر استفادهء وحدانيّت كنند ، الى غير ذلك كه بيان هر يك به طول انجامد .
و چون اين مقدّمه معلوم شد ، بدان كه سورهء شريفهء قُلْ هُوَ الله احَد ١١٢ : ١ چون ساير قرآن از « جوامع كلم » است ، و از اين جهت هر كس به طورى از آن استفاده كند ، چنانچه علماء ادب و ظاهر ضمير هو را ضمير شأن ، و اللَّه را علم ذات ، و احد را به معنى « واحد » يا مبالغه در وحدت دانند ، يعنى ، خدا يكى است ، يا شريك در الهيّت ندارد ، يا لَيْسَ كَمِثْلِه شَىْء ٤٢ : ١١ ، [٢] يا در الهيّت و قدم ذاتى شريك ندارد ، يا افعال او واحد است ، يعنى ، همه بر طبق صلاح و احسان است ، جرّ نفعى براى خود نكند . و خدا « صمد » است ، يعنى سيّد بزرگوارى است كه در حوائج مرجع مردم است ، يا « صمد » است ، يعنى جوف ندارد ، و چون جوف ندارد ، پس تولد از او چيزى نشود . و او خود متولَّد از چيزى نشود ، و احدى نظير و شبيه آن نيست . و اين بيانى است عرفى عاميانه در مقابل كفّار كه خدايان چندى داشتند كه همه موصوف به صفات امكانيّه بوده ، پيغمبر اكرم مأمور شد كه به آنها بفرمايد خداى ما مثل خداى شما نيست ، بلكه اوصاف او چنين اوصافى است كه مذكور شد .
اين تفسير اين سوره است به طريق عرف و عادت . و اين براى يك طايفه
[١] - « از يكى جز يكى صادر نمىشود و يكى جز از يكى صدور نيابد . » قاعده اى است در فلسفه . الإشارات و التنبيهات ، ( شرح خواجه نصير ) ، ج ٣ ، ص ١٢٢ . الاسفار الاربعة ، ج ٢ ، ص ٢٠٤ ، فصل ١٣ . .
[٢] - « همانند او چيزى نيست . » ( شورى - ١١ ) .