آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤١ - فصل پنجم در بيان اجمالى از تفسير سورهء مباركهء ١٧١ حمد ١٨٧ و در آن شمه اى از آداب تحميد و قرائت است
تجلَّى اسم جامع الهى ، يعنى « اسم اعظم » ، ظاهر دانند . بنابر اين ، « اسم » - كه به معنى نشانه و علامت است يا به معنى علوّ و ارتفاع است - عبارت از تجلَّى فعلى انبساطى حق - كه آن را « فيض منبسط » و « اضافهء اشراقيّه » گويند - مىباشد ، زيرا كه به حسب اين مسلك تمام دار تحقّق ، از عقول مجرّده گرفته تا اخيرهء مراتب وجود ، تعيّنات اين فيض و تنزّلات اين لطيفه است . و در آيات شريفهء الهيّه و احاديث كريمهء اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام مؤيّد اين مسلك بسيار است ، چنانچه در حديث شريف كافى فرمايد : « خداوند خلق فرمود « مشيّت » را بنفسها ، پس خلق فرمود اشياء را به مشيّت » . [١] و از براى اين حديث شريف هر كس به حسب مسلك خود توجيهى نموده ، و ظاهرتر از همه آن است كه مطابق مىشود با اين مسلك . و آن اين است كه مراد از « مشيّت » مشيّت فعليّه است كه عبارت از « فيض منبسط » است . و مراد از « اشياء » مراتب وجود است كه تعيّنات و تنزّلات اين لطيفه است . پس ، معنى حديث چنين شود كه خداى تعالى مشيّت فعليّه را ، كه ظلّ مشيّت ذاتيّهء قديمه است ، بنفسها و بى واسطه خلق فرموده ، و ديگر موجودات عالم غيب و شهادت را به تبع آن خلق فرموده . و سيّد محقّق داماد قدّس سرّه با مقام تحقيق و تدقيقى كه دارد از اين حديث شريف توجيه عجيبى فرموده ، [٢] چنانچه توجيه مرحوم فيض [٣] رحمه اللَّه نيز بعيد از صواب است .
بالجمله ، « اسم » عبارت است از نفس تجلَّى فعلى كه به آن ، همهء دار تحقّق متحقّق است . و اطلاق « اسم » بر امور عينيّه در لسان خدا و رسول و اهل بيت عصمت عليهم السلام بسيار است ، چنانچه « اسماء حسنى » را
[١] - اصول كافى ، ج ١ ، ص ١٤٩ ، « كتاب التوحيد » ، « باب الارادة انها من صفات الفعل . . . » ، حديث ٤ . بحار الانوار ، ج ٤ ، ص ١٤٥ . .
[٢] - مرآة العقول ، ج ٢ ، ص ١٩ . و الوافى ، ج ١ ، ص ١٠٠ . .
[٣] - الوافى ، ج ١ ، ص ١٠٠ ، « ابواب معرفة صفاته سبحانه و اسمائه » ، « باب صفات الفعل » ، بيان حديث ٤ . .