آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٨ - فصل دوم در بيان مقاصد و مطالب و مشتملات كتاب شريف الهى به طريق اجمال و اشاره
كه تكرار آن انسان را كسل نكند ، بلكه در هر دفعه كه اصل مطلب را تكرار كند ، خصوصيّات و لواحقى در آن مذكور است كه در ديگران نيست ، بلكه در هر دفعه يك نكتهء مهمّهء عرفانى يا اخلاقى را مورد نظر قرار داده و قضيّه را در اطراف آن چرخ مىدهد . و بيان اين مطلب استقصاى كامل از قصص قرآنيّه لازم دارد كه در اين مختصرات نگنجد . و در آرزوى اين ضعيف بى مايه ثبت است كه با توفيق الهى كتابى در خصوص قصص قرآنيّه و حل رموز و كيفيّت تعليم و تربيت آنها فراهم آورم به قدر ميسور . گرچه قيام به اين امر از مثل نويسنده آرزويى است بسى خام و خيالى است بس باطل .
بالجمله ، ذكر قصص انبياء عليهم السلام ، و كيفيّت سير و سلوك آنها ، و چگونگى تربيت آنها از بندگان خدا ، و حكم و مواعظ و مجادلات حسنهء آنها از بزرگترين ابواب معارف و حكم و بالاترين درهاى سعادت و تعاليم است كه حق تعالى جلّ مجده به روى بندگان خود مفتوح فرموده . و چنانچه ارباب معرفت و اصحاب سلوك و رياضت را از آنها حظَّى وافر و بهرهء كافى است ، كسان ديگر را نيز نصيبى وافى و قسمتى بى پايان است ، چنانچه از كريمهء شريفهء فَلَمّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ رَءَا كَوْكَبا . . . ٦ : ٧٦ [١] الخ ، مثلا ، اهل معرفت كيفيّت سلوك و سير معنوى حضرت إبراهيم عليه السلام را ادراك مىكنند ، و راه سلوك إلى اللَّه و سير إلى جنابه را تعلَّم مىنمايند ، و حقيقت سير انفسى و سلوك معنوى را از منتهاى ظلمت طبيعت ، كه به جنّ عليه اللَّيل در آن مسلك تعبير شده ، تا القاء مطلق إنّيّت و انانيّت و ترك خودى و خود پرستى و وصول به مقام قدس و دخول در محفل انس ، كه در اين مسلك اشارت به آن است وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّموات ٣٠ : ٣٠ [٢] . . . الخ ، از آن دريابند . و ديگران از آن ، سير آفاقى و كيفيّت تربيت و تعليم جناب خليل الرّحمن امّت خود را ، ادراك كنند .
و بدين منوال ، ساير قصص و حكايات ، مثل قصّهء آدم و إبراهيم و موسى و
[١] - « چون شب بر او تاريك گرديد ستاره اى ديد . . . » ( انعام - ٧٦ ) .
[٢] - پاورقى ١٨٣ . .