آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - فصل دوم در بعض آداب اباحهء مكان است
زنجيرهاى هوى و هوس و فرو رفتگان در بحر مسجور ظلمانى عالم طبيعت كه نه بويى از محبّت و عشق به شامّهء روحمان رسيده و نه لذّتى از عرفان و فضيلت را ذائقهء قلبمان چشيده ، نه اصحاب عرفان و عيانيم و نه ارباب ايمان و اطمينان . عبادات الهيّه را تكليف و كلفت دانيم و مناجات با قاضى الحاجات را سربار و تكلَّف شماريم . جز دنيا ، كه معلف حيوانات است ، ركون به چيزى نداريم و جز به دار طبيعت ، كه معتكف ظالمان است ، تعلَّقى نداريم .
چشم بصيرت قلبمان از جمال جميل كور و ذائقهء روح از ذوق عرفان مهجور است .
بلى ، سر حلقهء اهل معرفت و خلاصهء اصحاب محبّت و حقيقت ابيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى [١] فرمايد . خدايا ، اين چه بيتوته است كه در دار الخلوت انس محمّد ( ص ) را با تو بوده . و اين چه طعام و شراب است كه با دست خود اين موجود شريف را چشاندى و از همهء عوالم وارهاندى . آن سرور را رسد كه فرمايد : لى مع اللَّه وقت لا يسعه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل . [٢] آيا اين وقت از اوقات عالم دنيا و آخرت است ؟ يا وقت خلوتگاه « قاب قوسين » و طرح الكونين است ؟ چهل روز موسى كليم صوم موسوى گرفت و به ميقات حق نايل شد و خدا فرمود : تَمَّ ميقاتُ رَبِّه اربَعينَ لَيْلَةً ٧ : ١٤٢ . [٣] با اين وصف به ميقات محمّدى نرسد و با وقت احمدى تناسب پيدا نكند . به موسى عليه السلام در ميعادگاه فَاخْلَعْ نَعْلَيْك ٢٠ : ١٢ [٤] خطاب رسيد ، و آن را به « محبت اهل » تفسير كردند ، و به رسول ختمى امر به حبّ على شد . در قلب از اين سرّ جذوه اى است كه دم از او نزنم ، تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل .
[١] - « نزد پروردگارم شب را به صبح مىرسانم ، او غذايم مىدهد و سيرابم مىكند . » وسائل الشيعة ، ج ٧ ، ص ٣٨٨ ، با اندكى اختلاف . و صحيح بخارى ، ج ٤ ، « كتاب التمنى » ، ص ٢٥١ . مولوى در مثنوى گويد : « چون » ابيت عند ربى « فاش شد - » يطعم و يسقى « پى اين آش شد » . .
[٢] - « مرا با خدا وقتى است كه هيچ ملك مقرّب و هيچ پيامبر مرسلى را در آن راه نيست . » عوالى اللَّئالى ، ج ٤ ، ص ٧ ، حديث ٧ . بحار الأنوار ، ج ١٨ ، ص ٣٦٠ . « كتاب تاريخ النبىّ » ، « باب اثبات المعراج » . .
[٣] - « پس زمان وعدهء پروردگار او ( موسى ) چهل شب تمام گشت . » ( اعراف - ١٤٢ ) .
[٤] - انّى اَنَا رَبُّك فاخْلعْ نعْليْك . . . ٢٠ : ١٢ ( طه - ١٢ ) .