آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٩ - فصل دوم
پس ، تقواى ظاهر ، نگاهدارى ظاهر است از قذارات و ظلمت معاصى قالبيّه . و اين تقواى عامّه است .
و تقواى باطن ، نگاهدارى و تطهير آن است از افراط و تفريط و تجاوز از حد اعتدال در اخلاق و غرائز روحيّه . و اين تقواى خاصّه است .
و تقواى عقل ، نگاه دارى و تطهير آن است از صرف آن در علوم غير الهيّه . و مراد از علوم الهيّه علومى است كه مربوط به شرايع و اديان الهيّه باشد . و جميع علوم طبيعه و غير آنها كه براى شناخت مظاهر حق است الهيه است و اگر براى آن نباشد ، نيست ، هر چند مباحث مبداء و معاد باشد . و اين تقواى اخصّ خواص است .
و تقواى قلب ، و آن نگاه دارى آن است از مشاهده و مذاكرهء غير حق . و اين تقواى اولياء است . و مقصود از حديث شريف كه فرمايد حق تعالى : انا جليس من جلسنى ، [١] همين خلوت قلبى است . و اين خلوت بهترين خلوات و خلوتهاى ديگر مقدمهء حصول همين است .
پس ، كسى كه متّصف به همهء مراتب تقوا شد ، دين و عقل و روح و قلب او و جميع قواى ظاهره و باطنه اش سالم ماند ، و حفظه و موكَّلين او نيز سالم مانند و از او ملول و منضجر و وحشتناك نشوند . و معاملات و معاشرات چنين شخصى با صديق و عدوّش به طريق سلامت شود ، بلكه ريشهء عداوت از باطن قلبش منقطع شود ، هر چند مردم با او عداوت ورزند . و كسى كه به جميع مراتب سلامت نباشد ، به همان اندازه از فيض « سلام » محروم و به افق نفاق نزديك شود ، نعوذ باللَّه منه . و السّلام .
[١] - « من همنشين كسى هستم كه مرا همنشين خود اختيار كند . » المواهب السنية ، ص ٧٧ . و المحجّة البيضاء ، ج ٨ ، ص ٥٨ ( با اندكى اختلاف ) . .