آداب نماز ( فارسي ) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٧ - فصل چهارم
نقص و عيب خويش كرد و از خواب گران بيدار نمود - انّكَ لا تَهْدى مَنْ احْبَبْتَ . ٢٨ : ٥٦ [١] و ما انْتَ بمُسْمِعٍ مَنْ في الْقُبُور . ٣٥ : ٢٢ [٢] آرى ، آنهايى كه چون نويسندهء بيچارهء از همه جا بى خبر دلشان زنده به حيات معرفت و محبّت الهيّه نيست مردگانىاند كه غلاف بدن قبور پوسيدهء آنها است ، و اين غبار تن و تنگناى بدن مظلم آنها را از همهء عوالم نور و نور على نور محجوب نموده : وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ الله لَه نوُرا فَمالَه مِنْ نور ٢٤ : ٤٠ . [٣] اين طايفه هر چه حديث و قرآن از محبّت و عشق الهى و حبّ لقاء و انقطاع به حق بر آنها فرو خوانند ، به تأويل و توجيه آن پردازند و مطابق آراء خود تفسير كنند - آن همه آيات لقاء و حبّ اللَّه را به لقاء درختهاى بهشتى و زنهاى خوشگل توجيه نمايند . نمىدانم اين گروه با فقرات مناجات شعبانيه چه مىكنند كه عرض مىكنند : الهى ، هب لي كمال الانقطاع إليك ، و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النّور فتصل إلى معدن العظمة و تصير ارواحنا معلَّقة بعزّ قدسك . الهى ، و اجعلنى ممّن ناديته فاجابك ، و لا حظته فصعق لجلالك . [٤] آيا اين « حجب نور » چيست ؟ آيا « نظر به حق » ، مقصود گلابيهاى بهشت است ؟ آيا « معدن عظمت » قصرهاى بهشتى است ؟ آيا « تعلَّق ارواح به عزّ قدس » ، يعنى تعلَّق به دامن حور العين براى قضاى شهوت ؟ آيا اين « صعق و محو از جلال » ، يعنى محو در جمال زنهاى بهشتى است ؟ آيا اين جذبه ها و غشوه ها كه براى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در نماز معراج دست مىداده و آن انوار عظمت و بالاتر از آن را كه مشاهده مىكرده در آن محفلى كه اعظم ملائكة اللَّه كه جبرئيل امين عليه السلام است محرم سرّ نبود و جرأت پيش رفت انمله اى نداشت ، جذبه براى يكى از زنهاى خيلى خوب بوده ؟ يا
[١] - « همانا تو هر كه را دوست دارى هدايت نتوانى كرد . » ( قصص - ٥٦ ) .
[٢] - « . . . و توبه كسانى كه در گورهايند نمىتوانى بشنوانى . » ( فاطر - ٢٢ ) .
[٣] - پاورقى ٢٠٣ . .
[٤] - پاورقى ١ . .